تبليغاتX
به وبلاگ شهر من لنگرود خوش آمديد شهر من لنگرود
          شهر من لنگرود

گیلان  اوی گیلان


کو ستاره فان درم تي چومانه سويانده ؟
کوزيمينا سربنم عطرتي زانويانده ؟


مي پاتان آپيله سوغات مي پابراندگي
کویتا کوچا دوارم می کوچیکی بویا نده

بائيد آي دس براران ئيپچه مي لبلا بيگيرد
هه چينه ي کول ده بدا مي شانه ، چانچويانده

ولانيد جغدازنم پسکلا پوشان بموجم
بدامي خونا بجار ، آنقده زالويانده

کوي دانه آينه ر مي ديل سفره واکونم
خورا زرخا نكونه توشكه خو ابرويانده

می چومان تیرپیری شه خورشید سورما چی وابو
بدا دونيا واويلان مي چشم کم سويانده

گيلان – اوي گيلان ! مي دردا نتانه چاره کودن
اگه دس نخسه حکيم تي گيله دارويا نده

شعر توم بجارا واش پوراکونه تاچکره
اگه قوت تي پلا «شيون»بازو يانده




برگردان فارسي

به کدام ستاره نظر اندازم که برق چشمان ترا نداشته باشد ؟
سر بر دامن کدامين زمين بگذارم که عطر زانوي تو از آن برنخيزد . ؟

آبله کف پايم سوغات ايام پا برهنگي من است . از کدامين کوچه بگذرم که بوي کودکيم را ندهد؟

بياييد اي دوستان دوران همبازي من ! کمي هم ناز مرا بکشيد ، نگذاريد شانه ام به چانچو (چوبي که بر دوش مي گذارند و دوزنبيل از دو سر آن مي آويزند تا باري را به سامان برسانند کولي رايگان بدهد!

نگذاريد من غمگنانه ، پس پشت خاطرها پرسه بزنم
نگذارید خونم را شاليزار به زالو بخوراند .

براي کدامين آينه ، سفره دلم را بگشايم که شادي را از او نگيرم و گره بر ابروانش نيندازم ؟


چشمانم سياهي مي رود پس سرمه خورشيد چه شده است ؟
نگذاريد دنيا براي چشمان کم سوي من پشت چشم نازک کند .

گيلان – آهاي گيلان ! دردم را نمي تواند چاره بکند حکيمي
که از داروهاي محلي تو دست نويس نسخه نداشته باشد .

علفهای هرز تا بالای قوزک پای شالیزار جوان شعر خواهد رسید
اگر برنج تو به بازوي شيون توانايي ندهد .

 منبع : آلبوم هلاچین

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 22:14 |

شهريورماه هرسال بهانه اي است تا يادي از شيون فومني به عنوان مردمي ترين شاعر گيلان زمين به عمل آيد.   

          شهر من لنگرود

 شيون فومني (مير احمد سيد فخري نژاد) از شاعران محبوب و مشهور خطه ي شمال در سوم دي ماه 1325هجري شمسي در شهرستان فومن استان گيلان ديده به جهان گشود.

او تحصيلات ابتدايي و سه ساله ي خود را در رشت سپري کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ نمود و سه ساله دوم دبيرستان را تا اخذ ديپلم طبيعي در سال 1345 در آنجا گذراند.

شيون در سال 1346 وارد سپاهي دانش درطارم زنجان شد و يکسال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمد ودر سال 1348 وارد زندگي زناشويي شد در کوچي عهده دار مديريت و تدريس در يکي از مدارس فولادمحله ساري گشت .

وي تا سال 1351 با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کرد و عاشقانه به رسالت خود که همانا تعليم و تربيت بود پرداخت و پس از آن نيز درديگر نقاط گيلان به اين شغل شريف باز هم ادامه داد.

او در سال 1374 مبتلا به بيماري نارسايي کليه شد و يک سال بعد براي درمان اين نارسايي به وسيله دياليز به تهران کوچ کرد و در همين سال با توجه به درد بيشمار موفق به اخذ فوق ديپلم (تجربي) از دانشگاه تربيت معلم گشت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي، شيون فومني يکي از شاعران نيرومند زمان ما بود که وي را بايد شاعر دو زبانه ناميد.

بطور کلي شاعران دو زبانه هم در عوام و مردم منطقه خود رسوخ مي کنند و هم در گستره ي ملي جايگاه ويژه مي يابند.

شيون فومني به عنوان يکي از شاعران موفق دو زبانه در حوزه شعر محلي و بومي گيلکي را که داشت در محاق فراموشي قرار مي گرفت سينه به سينه تا آنسوي مرزهاي کشورمان اشاعه و ارائه نمود و جاودانه گشت و از سوي ديگر در حوزه شعر فارسي با انتشار مجموعه هاي شعر فارسي و ارائه قالبهاي معمول و مرسوم شعر فارسي از شاعران تأثير گذار و تواناي شعر معاصر بشمار مي رود.

تحقيق و پژوهش در زمينه ي فرهنگ و ادب گيلان و ارائه مجموعه اشعار گيلکي در قالب غزليات، منظومه ها و دو بيتي هاي محلي است از جمله آثار قابل تأمل و ماندگار اوست.

علاوه بر اينها، ترانه سرايي يکي از جنبه هاي ادبي و هنري شيون است که با مهارت، چيرگي و تسلط بر موسيقي، آواها و ملودي هاي محلي و فارسي از وي بعنوان موفق ترين شاعر ترانه سرا شناخت که در اين حوزه ترانه هاي متعددي از وي به وسيله خوانندگان نامور خوانده شده است.

پرداختن به شعر فارسي از تبحر و قريحه ي سرشار شاعرانه ي شيون است که با انتشار مجموعه اشعار فارسي نشان داد از توانايي ها و برجستگي ادبي برخوردار است و از اين نظر گاه شيون، شعر و زبان شعري خود را محدود به يک زبان، لهجه و منطقه ننموده با بهره گيري از فرهنگ و زبان مادري خود در عرصه ي زبان و فرهنگ ملي که همانا شعر فارسي است پروازهاي ديدني يي داشته است.

شيون در کنار شعر گيلکي و شعر فارسي فعاليتهاي پر دغدغه اي در ساير حوزه هاي ادبي داشته است از آن جمله: شعر و ادبيات کودکان، قصه، داستان کوتاه و فيلمنامه (سناريو) از ديگر آثار ارزشمند اوست که طبعاً برشي ديگر از توانايي هاي وي بشمار مي رود.

شيون فومني در شعر فارسي در دو شيوه کلاسيک و نو اشعار ماندگاري را از خود به يادگار نهاده است. غزل هاي شيون، از جمله برجسته ترين غزل هاي معاصر شعر فارسي است که وي را در رديف ممتازترين شاعر غزلسرا در حوزه ي غزل امروز نئوکلاسيک قرارداده است.

غزل هاي شيون، شيوه ي تخيل و مضمون پردازي شاعران سبک هندي، تشبيهات، استعارات، تصاوير و زبان امروزي همراه با تمثيل، ترکيب سازي، مضمون يا بي و پارادوکس هاي زيبايي را در خود دارد که البته همه اينها در کنار عناصر بومي و چه با اصطلاحات و ترکيبات زباني گيلک، همانند: اين سفر (اين دفعه)، وعده خلافي، خرسخواري، تن شده، چموش پا تاوه و ... به واقع ديده مي شود که کلمات را به راحتي دستکاري مي کند و با انها فضاي تخيلي مي سازد.

در غزل هاي او حتي قافيه ها بسيار طبيعي و زيبا بجا مي نمايند. خود او مي گويد: وزن و قافيه و رديف اگر انديشيده آيد پوشال کم بهايي است که خار کني را به کار نمي رود.

تشخيص زباني او مربوط به گزينش لطيف ترين واژه ها رايج است و ناخودآگاه از واژه هاي خشک و خشن پرهيز مي کند وي بلاغت را با تخيل و زيبايي در کنار هم نشانده است؛ به ويژه که سراسر اشعار و مجموعه هاي او هواي شمال را دارد و فضاي گيلان را مي توان در شعر او به وضوح مشاهده کرد. اين گونه بومگرايي که از عناصر سبکي اوست، يکي از محصولات نو گرايي نيمايي است که شاعر را با محيط خويش، پيوند مي دهد.

در کنار غزل در حوزه اشعار کلاسيک، رباعي، دو بيتي، مثنوي، قصيده از جمله طبع آزمايي هاي شاعر بوده است که همواره با توجه به ظرفيت قالبها مشاهده توانمنديها وموفقيتهاي شيون هستيم.

امّا اشعار نو و اشعار سپيد از پر دغدغه ترين لحظه هاي سرودن شاعر بوده است که چهره ديگر شاعر را در اين قالب به خوبي مي بينيم که چقدر از ظرفيتهاي بياني، زباني، عاطفي و ... شاعر را با خود به همراه داشته است که تا بدان پايه شاعري با آنهمه غزل هاي زيبا و دلنشين گرايش خاصي به سرودن اشعار سپيد نشان مي دهد.

شيون فومني با عنوان مردمي ترين شاعر گيلان در اشعار گيلکي خود از حکايت هاي فولکوريک محلي سود بسيار برده است.

زبان شعر گيلکي و بسيار ساده و روان است و اين همه مديون اصلاحات و کنايات آشناي بومي و افسانه ها و باورهاي محلي و تأثير محيط زيبايي گيلان و نيز تصويراوضاع معيشتي مردم آن سامان است، چنين است که مردم اين خطه خود را در شعر او مي يابند و با شعرش احساس پيوند و نزديکي مي کنند و از اين چشم انداز از وي مي توان بعنوان يگانه شاعر معاصر شعر گيلکي نام برد که شعرش داراي مخاطب است.

قدرت در تکنيک روايت، از جمله ساختار روايت، پردازش شخصيت ها در توصيف و در زبان ، غافلگيري گروه پردازي، زبان سبک، واژگان، تصاوير و ... شعر او را در پردازش ها، غافگيري روايت، توصيفات، و زبان و ساختار روايت بسيار نيرومند نموده است. بطور کلي قدرت شعر محلي شيون در سه امر نهفته است: شيوه ي روايت، طنز و زبان پرداخته.

در شعر شيون دو ويژگي ديده مي شود او شاعري است: طنز گو و جدي، امّا شيطنتي در بيان او نهفته است که هميشه حتي در اشعار جدي نيز او را شاد نشان مي دهد. اما در شعر محلي او طنز غالب است، چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستقيم، يعني گاهي مستقيماً مورد شلاق طنز مي گيرد و گاهي خود را به جاي مورد مي گذارد و در معرض تاخت و تاز قرار مي دهد.

ابزارهاي طنز شيون در روايت، عبارتند از: کنايه، ضرب المثل هاي عاميانه، شخصيت پردازي، توصيف، تشبيه و مقايسه، مناظره، نکته گيري و حاضر جوابي و محاوره گرايي.

شيون با شناخت عميق و وسيع از مردم، فرهنگ و فولکولور گيلان تشخيص داد که اشعار گيلکي خود را در قالب نوار کاست صوتي با دکلمه و صداي خود ارائه دهد که در اين راه نوارهاي کاست گيلکي شيون با عنوان "گيله اوخان" زبانزد خاص و عام و مضامين سروده هاي گيلکي شيون تعيين کننده ي فضاها و قالبهاي ويژه آنهاست و از اين نظرگاه در شعر گيلکي شيون قالبهاي متنوع اعم از منظومه، غزل، دو بيتي، مثنوي، اشعار نو و آزاد وبه چشم مي خورد که دليل اين مدعا آثار به يادگار مانده شيون و چاپ و نشر آثار چاپ نشده شاعر به همت و کوشش فرزند شاعر حامد فومني است.

شعر گيلگي با حضور شنيدن جان و طراوتي ديگر به خود گرفت و شيون با ارائه اشعار شيواي گيلکي در قالب نوار کاست صوتي تحول عظيمي در ادب گيلکي ايجاد نمود.

در حال حاضر اشعار گيلکي شيون هم طراز و همپايه با شاهنامه حکيم فردوسي طوسي، ديوان حافظ و مثنوي مولانا در تمامي خانه هاي گيلان حضوري همه جانبه و چشمگير دارد.

همچنين آثار فارسي شيون نيز عبارتند از:

* پيش پاي برگ (برگزيده اشعار): اين مجموعه شعر برگرفته و برگزيده اشعار فارسي شاعر از قالب غزل، مثنوي، رباعي، دو بيتي، نو و سپيد از اواخر دهه چهل تا اوايل دهه هفتاد سالهاي شاعري شيون است. ناشر: شاعر، چاپ اول بهار 1374.

* يک آسمان پرواز (برگزيده اشعار): اين مجموعه شعر برگرفته و برگزيده اشعار فارسي شاعر از قالب غزل، رباعي، دو بيتي، شعر نو، شعر سپيد از اواخر دهه چهل تا اوايل دهه هفتاد سالهاي شاعري شيون است. ناشر: شاعر، چاپ اول هار 1374.

*از تو براي تو: اين مجموعه در برگيرنده ي غزل، رباعي، دو بيتي، مثنوي سروده ي شاعر است، به کوشش: حامد فومني. ناشر: خجسته، چاپ اول 1378.

* رودخانه در بهار: اين مجموعه در برگيرنده ي اشعار سپيد شاعر همراه با مقدمه اي از شيون در باب ديدگاه وي از شعر و زبان شعري است، به کوشش: حامد فومني، ناشر: خجسته، چاپ اول 1378.

* کوچه باغ حرف: اين مجموعه در برگيرنده ي کليه اشعار شاعر در قالب رباعي است که در يک کتاب گردآوري و تدوين شده است، به کوشش: حامد فومني. ناشر: هدايت، چاپ اول 1382.

آخرين مجموعه شعر شيون فومني با نام خياله گرده گيج در اواسط ارديبهشت ماه هشتادوهفت پس ازتلاشهاي مستمر و دلسوزانه فرزند شيون - حامد فومني - توسط نشرثالث انتشار يافت.

اين مجموعه دربرگيرنده اشعار گيلکي شيون است که در قالب شعر نو سروده شده است اين مجموعه 83 قطعه شعر سپيد گيلکي با برگردان به فارسي و مقدمه حامد فومني و دکتر احمد ابومحبوب را شامل مي شود

از ويژگيهاي خاص اين اثر ترجمه واژگان گيلکي در پانوشت هر صفحه است واژگاني که بعضا در هيچ يک از فرهنگ واژگان منتشر شده گيلکي ديده نمي شود.

شيون در سال 1376 هجري شمسي پس از سالها تدريس و تعليم و تربيت فرزندان اين خاک طربناک بازنشسته شد.

او در شهريورماه 1377 پس از يک دوره بيماري مزمن کليوي و انجام پيوند کليه در يکي از بيمارستانهاي تهران روي از نقاب خاک کشيد.

آرامگاهش در بقعه سليمانداراب رشت بنا به وصيتش در کنار سردار بزرگ ميرزا کوچک جنگلي است.

او علاوه بر آثار ارزشمند و ماندگار چهار فرزند به نام هاي حامد – کاوه – دامون و آنک – دختر قصيده نذر – نيز به يادگار نهاد.

       روحش شاد ، يادش گرامي

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 22:6 |

                  

سی سال پيش در چنين روزي ،‌19شهريور سال1358هجري شمسي، حضرت آيت الله سيد محمود طالقاني، دانشمند و مفسرقرآن كريم؛ و روحاني مبارز بدرود حيات گفت و ملّت ايران را داغدار كرد.

آيت الله طالقاني از كودكي تحصيل علم را آغاز كرد و در سال 1317 شمسي به درجه اجتهاد نائل آمد. ايشان از ايام جواني در بطن حوادث سياسي كشور قرار داشت و در سال 1331شمسي به صلاحديد آيت الله العظمي بروجردي براي شركت در اجلاس بيت المقدس به فلسطين و مصر سفر كرد.

                 

آيت الله طالقاني در سال 1341 به اتهام فعاليت برضد رژيم پهلوي دستگير و زنداني شد، اما پس از آزادي در مسجد هدايت به افشاگري چهره رژيم پهلوي ادامه داد .

اين روحاني مبارز در قيام 15خرداد1342شمسي به اتهام تهيه وتنظيم اعلاميه ضد دولتي ؛ و تشويق قواي نظامي به تمرّد از رژيم به 10سال زندان محكوم شد.

                          

آيت الله طالقاني از آن زمان به بعد بارها دستگير، زنداني و تبعيد و سرانجام در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي از زندان آزاد شد و مورداستقبال مردم مسلمان و مبارز قرار گرفت .

ايشان به امر امام خميني(ره) رياست شوراي انقلاب و امامت جمعه تهران را برعهده گرفت. همچنين در مقام نمايندگي مردم تهران به مجلس خبرگان راه يافت. از آيت الله طالقاني كتابهاي ارزشمندي چون« پرتوي از قرآن» به جاي مانده است. 

             روحش شاد ، يادش گرامي

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 11:25 |

پژوهشگر و استاد موسيقي فولکلور گيلان گفت ، زنده نگه‌داشتن فرهنگ بومي هر منطقه وظيفه هرملتي است.

استاد «فريدون پوررضا» افزود، جاي جاي سرزمين گيلان داراي معادن ارزشمند فرهنگي در زمينه هاي مختلف از جمله موسيقي، شعر و ادبيات بومي محلي است و ثبت ، ضبط و حفظ اين فرهنگ‌ها، وظيفه‌اي براي زنده نگاه‌داشتن و همچنين انتقال آن به نسلهاي آينده‌است.

پوررضا تصريح کرد، هر ملتي با فرهنگ بومي خود زنده است و هويتهاي فرهنگي بوسيله هنرهاي سنتي همواره محفوظ نگاه داشته شده‌اند. منبع : ايرنا  

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 7:38 |