تبليغاتX
به وبلاگ شهر من لنگرود خوش آمديد شهر من لنگرود

شب یلدا یا شب چله ، نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال است ، فردای آن ، با دمیدن خورشید ، روزها بلندتر و تابش خورشید بیشتر می شود.

              

یلدا واژه‌ای سریانی و به معنای ولادت است ، ولادت خورشید (مهر ومیترا)؛ بنابر باور پیشینیان در پایان این شب دراز تاریکی شکست می‌خورد ، روشنایی پیروز و خورشید زاده می شود و روزها رو به بلندی می‌نهند چرا که از این شب به بعد بر ساعات روز افزوده شده و رفته رفته از بلندی شب ها کاسته می‌ شود.

          

داستان کهنه و دوست داشتنی شب‌های دوری است که همه اهالی یک فامیل، آن را به نشانه عشق و صداقت نهفته در دل‌های بی ریا، در جمع ساده و مهربان خود نقل می‌‌کردند سوغات آن روزهای دور، یادگاری از همه آیین‌‌های فراموش شده‌ای است که امروز در کم رنگ‌ترین وجه خودنمایی می‌کند.

ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت‌ها‌ی خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده‌های اهریمنی می‌پنداشتند.

در سراسر ایران زمین جایی نیست که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم نباشد، هندوانه میوه‌ای است که هیچ گاه از قلم نمی‌افتد، زیرا عده زیادی از مردم معتقدند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و کوچک در زمستان پیش رو سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.

    

برگزاری این شب در جای جای ایران از تنوع برخوردار است، یکی از مراسم مشترک بردن هدیه شب چله از سوی خانواده داماد برای تازه عروسان است که به نشانه پایبندی و علاقه خانواده داماد به وصلت انجام شده است.

به این ترتیب یکی، دو روز قبل از فرارسیدن شب چله مردهای جوان خنچه‌های آراسته به میوه رابه خانه نامزدهای خود می‌فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می ‌روند ، خانواده دختر هم لباس و پارچه نبریده به داماد هدیه می‌دهند.

در گذشته گرد آمدن شب چله دور کرسی با نقل خاطرات شیرین و خواندن کتابهای داستانی تا نزدیک صبح ادامه می‌یافت. یکی دیگر از آیین‌های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است، مردم دیوان اشعار "لسان‌الغیب" را با نیت بهورزی و شادکامی باز می‌کنند و فال دل خویش را از او طلب می‌ کنند.

در برخی دیگر از مناطق ایران " شاهنامه‌ خوانی " رواج دارد، نقل خاطرات و قصه گویی پدربزرگها و مادربزرگها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می‌کند.

در فرهنگ کهن ایرانی، اینها همه ترفندهایی است که خانواده‌ها گرد هم جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی سحر کنند.

برگزاری مراسم شب چله با همه حقایق و داستانهای همراه با خود، هنوز در میان ایرانیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

شب یلدا یا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بلندتر شده و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد.

این بود که ایرانیان باستان ، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌ خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌ کردند.

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 10:43 |

 

 

 

 

 

 

نام و نام خانوادگي : ناصر مسعودي

سال تولد:  1314

ناصر مسعودي در سال 1314 در شهر ترانه هاي ناب باران – رشت – ديده به جهان گشود. او در طبيعت سرشار از موسيقي گيلان نشو و نما يافت و از كودكي با نواي هاي گوش نواز محيط اطرافش خو گرفت و شوق همنوايي با اين ترنم ها در دلش شكفت. هر چند در كودكي و نوجواني به علت مضايق معيشت امكان فراگيري و ممارست در اين راه برايش ميسر نبود ، اما با گوش فرا دادن به آواي گرم خوانندگاني چون بديع زاده ، قمرالملوك وزيري ، ظلي و . . . در تلاشي ناخودآگاه به آموختن نرمهاي موسيقي ايراني پرداخت.
مسعودي در سال 1328 به همراه خانواده به تهران مهاجرت كرد و با همت و انگيزه اي كه داشت ، توانست در محضر استاد علي اكبر خان شهنازي حاضر شده و كسب فيض نمايد . در سال 1334 دوباره به رشت بازگشت و عشق به هنر اين بار او را به سمت بازيگري تئاتر كشانيد. با افتتاح راديو گيلان در سال 1336 مسعودي به عنوان يكي از نخستين خوانندگان در اين راديو به اجراي برنامه پرداخت.
سال 1339 نقطه عطف فعاليت هاي مسعودي به شمار مي رود ، چرا كه در اين سال او توسط يكي از دوستان خانوادگي به استاد بي بديل احمد عبادي و خانم ملوك ضرابي معرفي شد و استاد عبادي از دانسته هاي پر شمار و ارزشمند خود به مسعودي بسيار آموخت.
مسعودي در طول اين سال ها با اجراي چندين قطعه آواز در برنامه گلها با هنرمندان بزرگي چون مهدي خالدي ، حبيب الله بديعي ، ورزنده ، فرهنگ شريف ، امير ناصر افتتاح ، محمد موسوي ، جليل شهناز ، حسن كسايي ، اصغر بهاري و بسياري ديگر از اعزه هنر اين مرز و بوم كه ذكر نامشان در اين مقاله نمي گنجد ، ‌همكاري نموده است. از مشهورترين قطعات آوازي وي مي توان به «ديوانه ام» ، «رفتي ، ولي كجا» اشاره كرد.
وي با توجه با عشقي كه به موسيقي محلي زادگاهش داشت. عمده فعاليت خود را بر اجراي ترانه هاي محلي گيلك متمركز نمود و علاوه بر باز خواني ترانه هاي فلكور و كهن كه سينه به سينه نقل شده ، با بهره جويي از اركستراسيون و حال و هواي ويژه اي موسيقي محلي ، آثار نويني هم پديد آورد.
و در اين راه با موسيقي دانان بزرگي چون : مرتضي حنانه – مصطفي كسروي ، فرهاد فخرالديني ، فريدون ناصري ، سيروس شهردار ، حسين صمدي و ... همكاري مي كند. اما طولاني ترين دوره همكاري او با استاد علي اكبر پور بوده است و حاصل اين همكاري چندين ترانه به ياد ماندني است. اكثر اين ترانه ها با كلام شيرين ترانه سراياني چون : بهمن فرخي ، ماهدخت مخبر ، تيمور گورگين ، شهدي لنگرودي ، جعفر مهرداد و ... همنوا بوده است. از مشهورترين ترانه هاي محلي مسعودي مي توان : مير علي چوپان ، نم نم باران ، الله تي تي ، سياه بهار ، آفتاب گوله و . . . را نام برد.
مسعودي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با اجراي ترانه ي عنوان بندي سريال «كوچك جنگلي» فعاليت خود را از سر گرفت و پس از آن سه آلبوم محلي با نام هاي كوراشيم (بازخواني ترانه هاي فولكور) ، پرچين (بر اساس ترانه هايي از جهانگير سرتيپ پور) و هلاچين (به ياد و با ترانه هاي شيون فومني) ، و يك آلبوم فارسي با نام : قلندر (با غزل هايي از زنده ياد نوذر پرنگ) را منتشر كرده است.
تازه ترين كار او اجراي ترانه تيتراژ و پاين بندي سريال «بوي گلهاي وحشي» است.
مسعودي در سال 1342 ازدواج نموده كه حاصل زندگي مشتركش دو فرزند دختر (بنفشه و بيتا) و يك پسر (علي) است.
مجموع ترانه هاي مسعودي در طول 50 سال بالغ بر  500  ترانه است كه بيش از 200 آهنگ فارسي و سنتي 15 برگ سبز و 10 شاخه گل و بيش از 250 ترانه محلي گيلك حاصل كار ايشان مي باشد و خوشبختانه هنوز نيز فعال هستند. گوش کنيد گيله مردان خدا قوت

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 12:1 |
گيله لو 

يازده آذر ماه سالروز شهادت ميرزا کوچک خان جنگلي گرامي باد.  روحش شاد يادش گرامي 

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 7:58 |
 

منتخب   گـــــــیــــــلان 

 

شهر من لنگرود  

ایستاده از راست: پیشکاهادیان - مسعودی - افتخاری - ممی - عزت الهی - مرحوم سیروس ... نشسته از راست: حقدوست - ناصح - مرحوم فرخ جهانی - پورغلامی -قدیربحری  

شهرمن لنگرود

منتخب گیلان 1365 ایستاده ازراست: افتخاری - منصوری - ممی - مرحوم سیروس - صمدی - پیشکاهادیان ... نشسته ازراست: قوی پنجه - مشکین زر - حبیب زاده - حقدوست - قدیربحری 

    براي همه چافي هاي فوتبال دوست

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 9:9 |
شهر من لنگرود 
+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 6:6 |