تبليغاتX
به وبلاگ شهر من لنگرود خوش آمديد شهر من لنگرود

                   

محمد شمس‌لنگرودي اين روزها سخت منتظر صدور مجوز رماني است كه يك سال از زمان تحويل آن به وزارت ارشاد مي‌گذرد. رماني با عنوان <شكست‌خوردگان را چه كسي دوست دارد> كه به گفته لنگرودي تاكنون سه بار براي بررسي رفته و هنوز هيچ جوابي در مورد صدور يا عدم صدور مجوز براي اين اثر داده نشده است. اما در حاشيه اين انتظار لنگرودي چندان بيكار هم نمانده و سخت مشغول انتخاب گزيده‌اي از بهترين رباعي‌هاي فارسي است كه قرار است نشر مركز آن را منتشر كند. علا‌وه بر اينها مجموعه كامل اشعار او نيز به زودي توسط انتشارات نگاه منتشر مي‌شود. اما ديگر چه؟ لنگرودي در پاسخ به اين سوال مي‌گويد: <مثل بقيه منتظرم ببينم وضعيت كشور چه مي‌شود.

فعلا‌ كه در انتظار به سر مي‌بريم و با اين اوضاع و احوال زندگي‌مان شكل تراژيك‌-‌كميك پيدا كرده است. راستش را بخواهيد بعد از 30 سال من هنوز نمي‌فهمم چرا بايد درباره كتابي كه ما مي‌نويسيم يك عده ديگر نظر بدهند كه آيا اين چاپ بشود يا نشود؟ شما هم لا‌بد مي‌دانيد كه الا‌ن بيش از 7 ميليون نفر معتاد در جامعه داريم. در معتاد شدن اين آدم‌ها، كتاب‌هاي ما هيچ نقشي نداشته‌اند و حالا‌ كار به جايي رسيده كه حتي در خود زندان‌ها هم مواد مخدر به راحتي پخش مي‌شود و خود مسوولا‌ن در تلويزيون و صدا و سيما در خصوص جلوگيري از اين روند اظهار ناتواني مي‌كنند. آن وقت در چنين شرايطي دولت به جاي اينكه توانش را صرف مبارزه با اين وضعيت كند نيروي خود را صرف اين مي‌كند كه مثلا‌ كتاب من نوعي سه بار بررسي شود.> او ادامه مي‌دهد: <مي‌دانيد با اين وضعيتي كه ما داريم و اين تيراژ اندك كتاب نوشتن شغل محسوب نمي‌شود و اگر هم شغل حساب شود، با مخاطرات بسياري همراه است؛ مخاطراتي كه نوشتن را دشوار مي‌كند.> او درباره مقايسه شغل نويسندگي در ايران با ساير نقاط جهان مي‌گويد: <من همين امروز خبري خواندم درباره يك جايزه معتبر ادبي در انگليس به نام ديلا‌ن توماس كه يك خانم ايراني به نام چيستا خاك‌پور نخستين كتابش جزو 16 كتاب برتر اين جايزه شناخته شده است. خب، از اين به بعد نويسندگي براي اين خانم يك شغل محسوب مي‌شود و تا آخر عمر از اين راه زندگي‌اش را مي‌گذراند اما در اينجا چنين نيست.> با اين همه حال و احوال شمس‌لنگرودي خوب است چون: <چون من ديرزماني است كه ياد گرفته‌ام بر اساس چيزهايي كه دارم زندگي كنم نه بر اساس آرزوهايم. اگرچه چيزهايي كه اينجا داريم بسيار اندك است و با موانع بسياري روبه‌رو هستيم اما به هر حال روزگار مي‌گذرانيم. يكي از اصلي‌ترين موانع ما هم وزارت ارشاد است كه من هنوز در چرايي شيوه رفتاري آن مانده‌ام و نمي‌فهمم كتابي كه من 10 سال روي آن كار كرده‌ام و زحمت كشيده‌ام چرا بايد سه بار بررسي شود؟ اگر كتاب اين‌قدر مشكل داشته كه با يك بار خواندن مشكلا‌ت آن مشخص مي‌شود ، ديگر اين مته به خشخاش گذاشتن‌ها چيست؟>

لنگرودي ادامه مي‌دهد: <به هر حال و با وجود اين مشقات بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه براي جمعيت 70 ميليون نفري ما تيراژ 10 هزارتايي كتاب يك شوخي بي‌مزه محسوب مي‌شود چون به ملت ما اين فرصت داده نشده كه كتابخوان شوند. منبع : اعتماد ملي  

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 14:55 |

                  

29 سال پيش در چنين روزي ،‌19شهريور سال1358هجري شمسي، حضرت آيت الله  سيد محمود طالقاني، دانشمند و مفسرقرآن كريم؛ و روحاني مبارز بدرود حيات گفت و ملّت ايران را داغدار كرد.

آيت الله طالقاني از كودكي تحصيل علم را آغاز كرد و در سال 1317 شمسي به درجه اجتهاد نائل آمد.

ايشان از ايام جواني در بطن حوادث سياسي كشور قرار داشت و در سال 1331شمسي به صلاحديد آيت الله العظمي بروجردي براي شركت در اجلاس بيت المقدس به فلسطين و مصر سفر كرد.

                 

آيت الله طالقاني در سال 1341 به اتهام فعاليت برضد رژيم پهلوي دستگير و زنداني شد، اما پس از آزادي در مسجد هدايت به افشاگري چهره رژيم پهلوي ادامه داد .

اين روحاني مبارز در قيام 15خرداد1342شمسي به اتهام تهيه وتنظيم اعلاميه ضد دولتي ؛ و تشويق قواي نظامي به تمرّد از رژيم به 10سال زندان محكوم شد.

                          

آيت الله طالقاني از آن زمان به بعد بارها دستگير، زنداني و تبعيد و سرانجام در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي از زندان آزاد شد و مورداستقبال مردم مسلمان و مبارز قرار گرفت .

ايشان به امر امام خميني(ره) رياست شوراي انقلاب و امامت جمعه تهران را برعهده گرفت. همچنين در مقام نمايندگي مردم تهران به مجلس خبرگان راه يافت.

از آيت الله طالقاني كتابهاي ارزشمندي چون« پرتوي از قرآن» به جاي مانده است. 

             روحش شاد ، يادش گرامي

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 12:20 |

هرگاه سخن از تاريخ مبارزه دليرمردان ايراني ضد ظلم و بيداد در يك قرن اخير به ميان مي آيد، نام «رئيسعلي دلواري » اين سردار سربلند جنوب در كنار نام آوران مبارزي چون ميرزاكوچك خان جنگلي، ستارخان و باقرخان و ديگر شير مرداني كه در برابر ستم سينه ستبر كردند، بر تارك تاريخ ايران مي درخشد.

جهان رئيسعلي دلواري را به مبارزه با استعمار مي شناسد درحالي كه براساس مستندات موجود اين دلير مرد بوشهري پيش از استعمار براي شسكت و حذف استبداد و استقرار مشروطيت در كنار مشروطه خواهاني چون آيت الله سيدمرتضي مجتهدا هرمي معروف به علم الهدي نبردهاي شجاعانه‌اي در حافظه تاريخ ثبت‌كرده است.

نقش تاثيرگذار او در مبارزات ضد استعماري جنوب ايران ضد استعمارگران انگليسي سبب شده است نقش بالنده وي در مبارزات ضداستبدادي مغفول بماند.

رئيس بنياد ايرانشناسي شعبه بوشهر گفت، رئيسعلي (علي) دلواري فرزند زاير محمد دلواري (دلباري) و خانم شاهي در سال 1299 هجري قمري در روستاي دلوار شهرستان تنگستان متولدشد و از آنجا كه رييس اين روستا بود به رييسعلي معروف شد.

دكتر عبدالكريم مشايخي سه شنبه به مناسبت سالروز شهادت شهيد رئيسعلي دلواري گفت، هنگامي‌كه شهرهاي تبريز، تهران، گيلان، مازندران و اصفهان ضد  استبداد محمدعلي شاه قاجار و رفتارهاي وي با مشروطه خواهان به مبارزه برخاستند، رئيسعلي دلواري و تفنگچي هايش به درخواست آيت الله مجتهداهرمي براي مبارزه با عوامل استبداد در بوشهر به اين شهر آمدند.

مشايخي افزود ،‌رئيسعلي به فتواي مرحوم آخوند خراساني عمل كرد و با شكست عوامل استبداد محمدعلي شاه در بوشهر، به مدت دو ماه شهر را به تصرف مشروطه خواهان درآورد.

مشايخي گفت، رئيسعلي و تفنگداران او كاملا مطيع روحانيت پيشرو در آن زمان و در راس آنان آيت الله مجتهد اهرمي بودند و حتي زماني كه انگليسي ها با پياده‌كردن نيرو در بوشهر مشروطه خواهان را سركوب كردند، به توصيه آيت الله اهرمي و به منظور جلوگيري از تلفات بيشتر از ادامه مبارزه دست كشيد.

مشايخي افزود،رئيسعلي دلواري شخصيتي‌ضد‌استبدادي و ضد استعماري بود كه با بصيرت، وطن خواهي، اتكا به نفس و استقلال عمل و اسلام خواهي سالها ضد  استبداد و استعمار جنگيد.

مشايخي گفت،پس ازاينكه بوشهر درجريان جنگ جهاني اول توسط انگليسي ها تصرف شد و انگليسي ها تمبري با اين عنوان كه بوشهر در تصرف انگليسي ها است، چاپ كردند، رئيسعلي دلواري با فتواي آيت الله سيد عبدالله مجتهدبلادي بوشهري و آيت الله شيخ محمد حسين برازجاني به مبارزه با متجاوزان انگليسي پرداخت.

رئيس بنياد ايرانشناسي شعبه بوشهر گفت،مبارزات ضد استبدادي و ضداستعماري شهيدرييسعلي دلواري بيش از شش سال به طول انجاميد و سرانجام اين دليرمرد تنگسيري در 11 شهريور 1294 هجري شمسي ( 1333 هجري قمري ) توسط يكي از همرزمان خائنش كه از عوامل انگليسي ها بود، در حالي كه در نخلستان هاي محله تنگگ بوشهر درحال مبارزه با متجاوزان انگليسي بود، به شهادت رسيد.

رئيس بنياد ايرانشناسي شعبه بوشهر مي افزايد،‌ مبارزات رئيسعلي دلواري باعث شد كه انگليسي ها در كمتر از چند ماه بار ديگر به حاكميت يك فرماندار ايراني تن در دهند و پرچم ايران بار ديگر بر بام بندر بوشهر به اهتزاز درآيد.

مشايخي گفت،با شهادت رئيسعلي دلواري مبارزات مردم جنوب ايران با اشغالگران خاتمه نيافت وبا انتقال پايگاه مبارزات مردمي به شهرستان دشتستان، مبارزاني چون غضنفرالسلطنه برازجاني، زايرخضرخان اهرمي، شيخ حسين خان چاهكوتاهي و خالوحسين دشتي از همرزمان رئيسعلي به مبارزه ضد استعمار ادامه دادند.

مشايخي افزود، نقش رئيسعلي دلواري در جنگ عليه استعمار در بحبوحه جنگ جهاني اول تا اندازه اي است كه مي توان به جرات گفت جنگي كه در اروپا بين‌متحدين و متفقين اتفاق افتاده بود با شروع مبارزات رئيسعلي دلواري به آسيا هم كشانده شد.

رئيس بنياد ايرانشناسي شعبه بوشهر گفت،مبارزات شهيد رئيسعلي دلواري درتغيير مشي سياسي انگليسي ها در ايران نقشي كليدي و اساسي داشته است.

خانه شهيد رئيسعلي دلواري در بندر دلوار بوشهر به عنوان يك اثر فرهنگي، و تاريخي در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده و با راه اندازي موزه آن به يكي از مكان هاي گردشگري پربيننده تبديل شده است.     بندر دلوار از توابع شهرستان تنگستان در فاصله 50 كيلومتري جنوب بوشهر واقع است.

       روحش شاد يادش گرامي

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 15:37 |

به مناسبت ايام شهادت شهيد محمد علي رجايي و يار ديرينش محمد جواد باهنر در حادثه انفجار دفتر نخست وزيري ،تصاوير زير مربوط به آن شهداي بزرگوار است که از سوي مرکز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است.

 




















































































 
 روحشان شاد ،يادشان گرامي و راهشان پر رهرو باد
 
+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 12:56 |