تبليغاتX
به وبلاگ شهر من لنگرود خوش آمديد شهر من لنگرود

مجموعه شعر آزاد " دلم را بخشيدم به دريا " توسط حوزه هنري گيلان منتشر شد.

 

 

 

 

 

 

مسوول واحد آفرينشهاي ادبي حوزه هنري گيلان گفت، اين مجموعه شعر سروده «فرامرز محمدي پور » شاعر گيلاني (لنگرود) است كه تاكنون آثار متعددي از وي گردآوري شده است. «شوكت منصوري » مسوول واحد آفرينشهاي ادبي حوزه هنري گيلان افزود، مجموعه شعر " دلم را بخشيدم به دريا " شامل ۳۹قطعه شعر آزاد و در تيراژ ۱۰هزار نسخه توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسيده است.

بهشت همين جا بود، انگشتري انگشت پنجم ، صداي ما را از بهشت مي‌شنويد، همسايه بلند سپيدار و آيه‌هاي ارغوان از ديگر آثار اين شاعر گيلاني است. اشعار محمدي پور ، بيشتر در رابطه با دفاع مقدس سروده شده اند. منبع : ایرانا 

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 16:1 |

هجده فروردین هر سال یادآور حادثه تلخ تصادف اسطوره گیلانی فوتبال ایران شادروان زنده یاد « سیروس قایقران » است .در این روز مردم از گوشه و کنار گیلان بر سر مزار او حاضر شده و یاد و خاطره اش را گرامی می دارند. آنچه در ادامه آمده تنها یادی کوچک از مرد بزرگ و با اخلاق ورزش ایران است .  

نام و نام خانوادگی : سیروس قایقران نصرالهی

تاریخ تولد : 1/11/1340 –بندر انزلی – محله کلویر

باشگاههای دوران بازیگری :ملوان و استقلال انزلی ، الاتحاد قطر و کشاورز تهران

مربیان وی در گیلان : بهمن صالح نیا ، احمد صومی ، غفور جهانی ، مجید جهانپور ، نصرت ایراندوست ...

مربیان وی در تیم ملی : پرویز دهداری ، مهدی مناجاتی ، علی پروین ، ناصر ابراهیمی ، بهمن صالح نیا ، رضا وطنخواه  ...

تعداد بازی های ملی ( رسمی ) : 43 مسابقه

کاپیتانی در تیم ملی :21 بازی

گل زده برای تیم ملی : 14 گل

اولین بازی تیم ملی : 30 دی ماه سال 1363 مقابل یو گسلاوی

آخرین بازی ملی : 26 فروردین سال 1372 مقابل بوسنی

اولین کاپیتانی در تیم ملی :11 آذر سال 1367 مقابل قطر

مربیگری در تیم : کشاورز و مسعود هرمزگان

افتخارات دوران بازیگری : قهرمانی با ملوان در جام حذفی کشور ، مقام دوم لیگ قدس با منتخب گیلان ، قهرمانی با استقلال انزلی در جام حذفی گیلان ، مقام سومی در جام ملتهای آسیا در سال 1988 ، قهرمانی بازیهای آسیایی پکن در سال 1999 .

افتخارات دوران مربیگری : کسب عنوان سوم لیگ کشور با تیم کشاورز تهران

زیباترین گل زده برای تیم ملی : به تیم دینامودرسدن آلمان شرقی در سال 1364

حساس ترین گل زده برای تیم ملی : به تیم ملی کره جنوبی 1990

وفات : 18 فروردین 1377 جاده رشت - قزوین

آرامگاه : کلویر بندرانزلی

 

مزار شادروان قایقران و فرزندش

 

 زنده یاد سیروس قایقران در اول بهمن ماه 1340 در محله کلویر بندر انزلی پا به عرصه هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها در آمد. وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهرهای اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصر به فردش ملوان را به رتبه قهرمانی باشگاههای گیلان رساند. وی در سالهای 57 تا 63 افتخارات زیادی را برای ملوان و گیلان به ارمغان آورد مانند دو گلی که وارد دروازه پرسپولیس کرد و یا گل زیبایی که وارد دروازه تیم منتخب مازندران نمود.

در این دوران وی به عنوان یک بازیکن استثنایی  با ویژگیهای اخلاقی عالی و منش پهلوانی در میان عموم مردم محبوب گردید. وی آنقدر متواضع و افتاده بود که همه افراد به او علاقمند بودند . لبخندهای صمیمی اش هیچگاه از لبان او دور نمی شد و قلبش مانند دریا پاک و بی آلایش بود.

سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 66 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که شادروان دهداری بازوبند پرافتخار کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست. در سال 67 در جام ملتهای آسیا در قطر ، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 69 تیم ایران را با گلهای زیبایش پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی پکن رساند.  سیروس در آن دوران نه تنها در ایران بلکه در آسیا و اروپا هم به عنوان یک بازیکن استثنایی مطرح گردید و با وجود داشتن پیشنهاد از تیمهای آلمانی به الاتحاد قطر پیوست. سیروس در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد و بعد از مدتی بازی در قطر ، مجددا به تیم اول خود ملوان پیوست و این تیم را قهرمان جام حذفی و راهی مسابقات آسیایی کرد.

سیروس در سال 72 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد. وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد .

در سالهای 76 و 77 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 77  که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانواده اش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند، همسر و برادر همسرش در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون خاور تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید. روحشان شاد و قرین رحمت باد.

 

بریده ای از جراید درباره سیروس

 

 

                     یاد و نامش گرامی باد

منبع : گیل نوشت  

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 17:14 |
  سال نو مبارک
+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 19:13 |
 
عروسه گولی یک مراسم نمایشی پیش‌نوروزی است. عروسه گولی به فارسی همان عروس گل است که شاید در اینجا کنایه از طبیعت زیبای بهاری باشد. سال هاست که این آیین نمایشی سراسر شاد به لحاظ توسعه و نفوذ رسانه های جمعی حتی در دورترین آبادی ها هم اجرا نمی شود.
زمان برگزاری نمایش عروسه گولی در روستاهای مختلف متفاوت است و به طور تقریبی بین یک هفته تا بیست و پنج روز و گاه حتی نزدیک به یک ماه بود و حدود نیمه دوم اسفند ماه شروع می شود.

                   

گروه نمایش پس از غروب آفتاب از خانه ای به خانه ای می رفتندو در حیاط و فضای باز جلوی خانه، برنامه، خود را اجرا می کردند و در واقع گروه نمایشی سیار و اجرای آن میدانی بود. شخصیت های اصلی این نمایش را 4 نفر تشکیل می دادند که عبارت بودند از پیر بابو یا کوسه، غول، ناز خانم و کاس خانم. افراد گروه بین 5 یا شش تا 14 نفر بودند . در شرق گیلان یکی از نقش ها به نام پیر بابو است ولی در غرب گبلان به جای او نقشی به نام کوسه وجود دارد.
افراد یک گروه بزرگ که در نمایش عروس گولی حضور داشتند عبارت بودند از:
سرخوان
ساز زن
واگیر کونان
کترازنان
غول
پیر بابو
کوسه
ناز خانم
کاس خانم
محافظ عروس
کوله بارکش (کوله وارکش= کیسه کش)
نمایش عروسه گولی در سراسر گیلان به جر تعداد بازیگران و جابجایی بعضی از شخصیت ها و نقش های آنان تفاوت چندانی با هم نداشت و همه این نمایش ها دارای منشا و کارکردهای واحد و یکسانی بودند.
در این آیین نمایشی ناز خانم نقش کلیدی و محوری دارد و خلاصه داستان این نمایش مبارزه غول و پیر بابو یا غول و کوسه برای بدست آوردن عروس یا ناز خانم است. در بعضی اجراها و در برخی دیگر پیر بابو یا کوسه پیروز میدان است گاه نیز مبارزه بدون نتیجه قطعی پایان می یابد.

منبع : گیلان نیوز 

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:58 |
 
 

مرغانه جنگ دو طرف داشت و ممکن بود به دو گونه: تکی (تک به تک) و رجی (چندتایی) بازی شود. در این بازی، نوک تیز تخم‌مرغ (سر) و انتهای پهن آن (ته) نامیده می‌شد. مرغانه جنگ به صورت سر به سر، ته به ته و گاه با توافق طرفین سر به ته و ته به سر انجام می‌پذیرد.

در شروع بازی، یکی از طرفین تخم‌مرغ خود را در حلقه تنگ بین شست و انگشت به گونه‌ای که نوک تیز آن به طرف بالا باشد، قرار داده و طرف مقابل سر تیز تخم‌مرغ خود را بر آن ضربه وارد می‌کند. هر تخم‌مرغ که می‌شکست، صاحبش بازنده محسوب شده و باید ته تخم‌مرغ خود را برای ضربه‌پذیری در اختیار حریف قرار دهد. تخم‌مرغ‌بازهای حرفه‌ای بعضا ترفندهایی برای برنده شدن به کار می‌برند.
از جمله یک تخم‌مرغ را با سوزن سوراخ و مایع داخل آن را خالی می‌کنند و با پر کردن مواد شیمیایی چسبنده یا سقز، استحکام بدنه تخم‌مرغ را افزایش می‌دهند.

برخی نیز از تخم‌مرغ‌های دوزرده که از ضخامت و استحکام بیشتری برخوردار است و در مرغانه جنگ کاربرد بیشتری دارد، استفاده می‌کنند تا شانس برنده شدن خود را افزایش دهند. گاه هنگام بازی بومی مرغانه جنگ، طرفین بازی تخم‌مرغ یکدیگر را محک می‌زنند که اصطلاحا در زبان گیلکی شرق گیلان به آن «چیشتن» (چشیدن) می‌گویند.

روش چشیدن که برای تشخیص مقاومت تخم‌مرغ حریف انجام می‌شود، به وسیله ضربه زدن دو سر آن تخم‌مرغ به دندان‌های پیشین انجام می‌شود. بدین ترتیب حریف مرغانه جنگ از صدای زیر و بم تخم‌مرغ، متوجه استحکام آن می‌شود و سپس بنا به تشخیص صورت‌های مختلف بازی سر به سر، سر به ته و... را انتخاب می‌کند.
گفتنی است تخم‌مرغ در باورهای بومی گیلک‌زبانان، نشانه برکت و فراوانی و تداوم نسل و زندگی است وبر همین اساس معتقدند که تخم‌مرغ شکسته شده توسط نوعروس یا زن باردار مصرف شود.

منبع : گیلان نیوز 

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:54 |