تبليغاتX
به وبلاگ شهر من لنگرود خوش آمديد شهر من لنگرود

اگر از شناخت ايران در گذشته­هاي دور بگذريم روزگاري كه يونانيها به واسطه رويارويي هاي فرهنگي، سياسي و نظامي با ايران به عنوان نخستين امپراطوري و سرزمين نشان دار شمال آشنا شده و در شناخت آن به غربيان و نيز در روزگار متأخر به خود ايرانيان نقشي مهم ايفا كردند؛ ايران شناسي نوين در واقع در مجموعه بزرگتري به نام شرق جاي گرفته است.

بي ترديد هيچگاه نمي توان يك دليل را براي علاقه غربيها و خارجيان به شناخت شرق و ايران برشمرد چرا كه تلاش خارجيان و به خصوص اروپا و آمريكا در شناخت شرق و ايران در طول سالهاي متمادي دستخوش تغيير و تحول بوده است. همچنان كه نمي توان تنها يك دليل را براي همه كشورهاي خارجي در شناخت ايران ذكر نمود. چنانكه دلايل روي نهادن روسها به شناخت زبان فارسي و ايرانشناسي متفاوت با آلمان ها بوده و همينطور انگلستان، فرانسه و در سالهاي متأخر آمريكايها دلايل خود در ايران توجه به ايران شناسي داشته اند.

به عنوان مثال در نميه دوم قرن 18 ميلادي علاقه مردم روسيه به زبان هاي شرقي از جمله زبان فارسي بسيار افزايش پيدا كرده بود. در آن زمان آثار بي نظير ادبيات فارسي مانند «شاهنامه فردوسي» اشعار حافظ، همچنين اوستا توسط ايران شناسان فرنگي مورد مطالعه و توجه قرار گرفته و روشنفكران روسيه امكان يافتند با آثار بزرگ ايران آَشنا شوند. در حالي كه در زمان پتر كبير دو ويژگي باعث جلب روسيه به ايران شد نخست دكترين پتر مبني بر دستيابي بر آبهاي گرم و دوم رقابت با اروپائيان براي دستيابي به آسيا. همين توجه باعث شده بود پتر افرادي را براي آموزش زبان فارسي به ايران اعزام نمايد.

در زمان هاي دورتر يعني زماني كه غرب مسيحي با اسلام به ضد برخاسته بود ايران عصر مغول مورد توجه اروپا و «ونيز» قرار گرفت؛ بدين صورت كه آنها مي كوشيدند از امراي مغولي براي نابودي اسلام بهره بگيرند. بعدها در دو دوران اوزون حسن سفيران اروپا در باروي جنگ هاي مهيبي را بين ايران و عثماني دامن زدند كه حتي به شكست ايران انجاميد.

در جريان پيشرفت خيره كننده غرب و توجه آنها به شرق ايران نيز در كانون اين توجهات قرار گرفت چرا كه جاذبه هاي معنوي هزار و يكشب گونه ايران كمتر از ساير نقاط شرق نبود. در همين دوران نيز دلايل سياسي يكي از عوامل مهم ارتباط با ايران شد چرا كه غربي ها مي كوشيدند از ايران براي كنترل عثماني بهره گيري سياسي نمايند.

در اين دوران اگر چه مي توان تجارت و گسترش آیین مسيح را در توجه اروپا به ايران مورد توجه قرار داد چنانچه تا دوران قاجار نيز اين هميت همواره مطرح بود اما از دغدغه هاي علمي به جرأت مي توان گفت كمتر خبري بود.

بتدريج در عصر قاجار اين دغدغه هاي علمي نمود بيشتري يافت و در كنار دلايل سياسي داراي وزني به سزا گرديد. اگرچه اولين مسافرت ها به ايران شايد به دلايل سياسي صورت مي گرفت اما همين ايرانگردان بتدريج سنگ بناي ايرانشناسي نوين را نيز پايه گذاري كردند.

در اين بين انديشمندان بزرگي نيز بودند كه از دين، فرهنگ و ادبيات ايران الهام گرفته و سنگ بناي انديشه هاي سترگ خود را بنا نهادند، ولتر، روسو، گوته و ... مشت هايي از اين خروارند.

عشق ولتر به عطار و جهان معنوي ايرانی و علاقه عاشقانه گوته به حافظ از اين دست است. در دوران قاجار و در اوج وابستگي انگلستان و كمپاني هند شرقي به مستعمره طلايي اش هند، ايران از لحاظ سياسي مورد توجه قرار گرفت جالب است كه نخستين مأمور كمپاني كه به ايران وارد شد توجه وافري به تاريخ ايران از خود نشان داد و بدين ترتيب مي بينيم كه غربيان در كنار اغراض سياسي در تدوين تاريخ ايران نيز پيشگام بودند. چنانكه سالها بعد ادوارد گرانويل براون كه علائق مرامي وي را به عثماني و سپس به حضور يكساله در ميان ايرانيان كشانده بود با تدوين تاريخ ادبيات ايران پژوهش جديد در زبان ادبيات ايران را به فرهيختگان وطني يادآور شد.

همين پژوهشگر و ايرانشناس شهير بريتانيا به تاريخ مشروطه خواهي ايرانيان نيز علاقمند بود و در كنار حساسيتي كه عملاٌ از خود نشان داد آثار درخوري نيز در تاريخ اين قيام تاريخي از خود بيادگار گذاشت.

همانطور كه قبلاً اشاره شد توجه اروپائيان به ايران در ميان همه كشورها به طور يكسان و همزمان صورت نگرفت. در فرانسه در قرن هفدهم اولين اشعار ايراني به زبان فرانسه ترجمه شد و فرانسويان مجذوب لطافت و عمق اين اشعار فارسي شدند. سپس فرانسويان به تدريج با عرفان اسلامي- ايراني آشنا شدند كه در نوع خود بسيار براي غربيان جالب توجه بود؛ تا اينكه در قرن نوزدهم و با ظهور جريان رمانتيسم  ادب و فرهنگ پرمغز ايراني مورد توجه تحقيق و مطالعه فرانسويان قرار گرفت.

در كنار اين جاذبه هاي معنوي شناخت ايران باستان نيز بسيار مورد توجه فرانسويها و ساير اروپا قرار گرفت چنانچه باستان شناسان فرانسوي در اين بين به رقابت شديدي با رقباي خود پرداختند و حتي تامدتی (زمان رضاخان) امتياز حفریات سراسر ايران را به خود منحصر كرده بودند.

بدين ترتيب اروپا كه براي شناخت خود شرق را به زير نگاه نكته يي خود برده بود انديشمندان و باستان شناسان خود را پس از بين النهرين راهي ايران كرد و همين سبب شد علاوه بر خدمتي كه به ما در شناخت گذشته هاي دور خود پيدا كنيم از سويي ديگر بسياري از آثار فرهنگي ما را روانه موزه هاي اروپا نمود.

بنابراين توجه و علاقه خارجيان و خصوصاَ اروپائيان را به ايران مي توان به چند دسته تقسيم كرد:

1- ايران به عنوان يك كشور باستاني (قدمت فرهنگ، تمدن و شاهنشاهي)

2- ايران بعنوان سرزميني شرقي (نگاه به شرق از سوي غرب)

3- ايران اسلامي و اسلام ايراني (مطالعات اسلام شناسي)

4- ايران خاستگاه كهن ترين اديان (دين زرتشت و اوستا)

5- ايران و كهنترين زبان هاي شرقي (مطالعه زبان شناسي)

6-  ايران و نژاد آريايي (مطالعات نژادي)

7- ايران سرزمين كشفيات تابستان شناسي بي پايان (مطالعات باستان شناسي)

8- عرفان اسلامي و عرفان ايراني

9- ايران بعنوان سرزمين شيعيان (اسلام ايراني)

10- ايران و سياست غرب به شرق

11-  نگاه اقتصادي به ايران

امروزه مطالعات غرب و شرق به ايران تفاوت هاي بسيار زيادي كرده است. از سويي كرسي هاي متعددي در اروپا، آمريكا و روسیه داير شده است كه مي توان دغدغه هاي علمي بيشتري را نسبت به قبل در آنها مشاهده كرد اگرچه هنوز هم حاصل بسياري از اين مطالعات مورد استفاده سياستمداران اين كشورها قرار مي گيرد اما در اين ايران شناسان محققاني يافت مي شوند كه شناخت عميق نسبت به فرهنگ ايران و جاذبه هاي معنوي آن اين پژوهندگان را به ايران دوستاني واقعي بدل كرده است كه ريچارد فراي ايران شناس آمريكايي يكي از آنهاست.

امروزه در ژاپن، چين، آمريكا، و اروپا در كنار شرق شناسي رشته ايران شناسي نمود بسيار بارزي پيدا كرده كه به شاخه هاي متعددي از پژوهش هاي ايران شناختي همچون تاريخ، اسطوره، ادبيات، فرهنگ، دين و مذهب، و زبان هاي ايراني مي پردازد. شكي نيست وجود كرسي هاي علمي ايرانشناسي و آموزش زبان فارسي حكايت از وجود دغدغه هايي علمي دارد. جهاني كه مي كوشد در همه زمينه هاي علمي پيشرفت كند هيچگاه فكر ايراني و فرهنگ و زبان تاريخ كهن آن را به دليل وابستگي و پيوستگي آن به ملل ديگر بخصوص ملل شرق رها نخواهد كرد. اما همين پژوهش هاي علمي نيز در بسياري از كشورها به خصوص كشورهايي كه سابقه استعماري دارند مورد استفاده سياسي نيز قرار مي گيرد. اما در اين بين بسياري از ايران شناسان استدلال علمی خود را حفظ كرده اند.

در اين بين نمي توان از كنار نام كشورهايي نيز بسادگي گذشت كه به دليل علقه هاي ديني و اسلامي و حتي ملي و پيوستگي هاي فرهنگي سعي در شناخت ايران داشته و در اين راه كرسي هاي علمي ايجاد كرده اند چرا كه شناخت فرهنگ خود را بدون شناخت فرهنگ ايران غيرممكن و يا دشوار مي دانند. كشورهايي مانند هند، مالزي، كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز، اندونزي و ... از آن جمله اند. در هند به جرأت مي توان گفت كه كرسي هاي زبان و ادبيات فارسي آن تا سالها بيشتر از ايران بود.

 

فهرست منابع:

 ـادوارد سعید -شرق شناسی

ـعبد الهادی حائری-نخستین رویاروییها...

-ادوارد براون-یک سال در میان ایرانیان...

-عبدالهادی حائری-فراماسونگری در کشور های  اسلامی-

-ادوارد براون-تاریخ ادبی ایران-

 

 منبع :سرزمین من تحقیقات ایران شناسی محمد توحیدی چافی

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 14:22 |

 آغاز مهر و میلاد مهر بـر همه مهر جویان مبـارک     

               

 

زحد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

                                       ز وصل خویش دوائی کن دل دیوانه ما را

شصت و هفتمین سال تولد يگانه آواز و چهره جهاني

موسيقي ايران استاد «محمد رضا شجریان » مبارک باد.

+ نوشته شده توسط حجت ملائي چافي در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 8:20 |