گرچه تاريخ روابط ايران و روسيه همراه با فراز و نشيبهاي متعدد است و مردم ايران طعم تلخ شکستهاي 2 دوره جنگ با روسيه تزاري را هيچ گاه فراموش نمي کنند، اما به نظر مي رسد روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري فدراتيو روسيه مي تواند در ابعاد مختلف گسترش يابد.
ايران و روسيه مي توانند در 3 زمينه استراتژيک ، منطقه اي و دوجانبه با يکديگر همکاري کنند.
يکي از پيامدهاي روابط ايران و روسيه در سطح منطقه اي ، همکاري دو کشور در درياي خزر است. رهيافت به خزر مي تواند شامل موضوعاتي همچون حمل و نقل ، بهره برداري از موجودات زنده ، استفاده از منابع انرژي بستر دريا، حفاظت ازمحيطزيست دريا و رودخانه هاي مربوط به آن و استفاده از فضاي ماوراي خزر باشد؛ اما يکي از موضوعات مهم ديگر در درياي خزر، وضعيت نظامي و يا غيرنظامي شدن آن است.
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 تاسيس سازماني براي همکاري و هماهنگي بين کشورهاي ساحلي درياي خزر با افزايش اين کشورها از 2 به 5 کشور حاشيه دريا مطرح شد. در سال 1371 رئيس جمهور وقت ايران ، هاشمي رفسنجاني ، ايده تشکيل چنين سازماني را در تهران و در جمع سران کشورهاي خزر مطرح کرد.
کشورهاي ديگر با پذيرش اين ايده ، مقدمات ايجاد دبيرخانه آن را فراهم آوردند؛ اما در عمل به لحاظ طمع در استفاده بيشتر از منابع بستر دريا و وسوسه هاي امريکا، سياست هاي واگرايانه را در استفاده از دريا پيش گرفتند.
ايده غيرنظامي کردن درياي خزر نيز اول بار از سوي ايران و در جريان سفر رهبر معظم انقلاب به بندر انزلي در سال 2002 عنوان شد. سپس در سال 2005 ولاديمير پوتين ، رئيس جمهور روسيه خواستار مشارکت تمامي کشورهاي ساحل درياي خزر و از جمله ايران در ايجاد سازمان حفظ صلح ، نظم و امنيت در منطقه درياي خزر شد. نگاه پوتين بيشتر متوجه تشکيل سازماني براي حفظ امنيت بود، در حالي که ايران به موضوع توسعه و رشد اقتصادي منطقه نظر داشت.
ماهيت پيشنهاد روسيه در مورد فعاليت هاي نظامي در درياي خزر حاوي 2 موضوع بود؛ اولا روسيه پيشنهاد کرده بود که در اساسنامه حقوقي درياي خزر فرمول حفظ توازن پايدار نيروهاي نظامي کشورهاي حاشيه گنجانده شود و ايجاد ساختار نظامي در خزر در حد کافي و معقولانه باشد. ثانيا در موضوع ممنوعيت استفاده از نيرو يا تهديدات نظامي ، بهره برداري صرفا صلح آميز از درياي خزر، پيشنهاد شده بود.
هم اکنون برخي کشورها به سمت غيرنظامي شدن دريا حرکت مي کنند و برخي ديگر به دليل اين که بيشتر از همه ناوگان نظامي دارند، به دنبال حداکثر استفاده از پهنه آبي هستند. ايران در اين ميان بايد سياست دقيقي اتخاذ کند، در عين حال که ايران غيرنظامي شدن دريا را تاييد مي کند؛ اما بايد توجه داشت که غيرنظامي شدن منطقه ، خزر را از منظر ايران ، فاقد هر گونه توان دفاعي خواهد کرد.
روسيه حداقل 105 ناو مجهز در درياي مازندران دارد که بخش اعظم آن ناوگان شبه جزيره کريمه در درياي سياه است که در پي بروز اختلاف با اکراين به خزر منتقل شده است.
بنابراين روسيه قدرت بلامنازع درياي خزر است و با فاصله زياد پس از روسيه ، ايران قرار دارد، سپس قزاقستان ، آذربايجان و ترکمنستان هستند.از ابتداي سال 1377 ، تقويت نيروي نظامي ايران در درياي خزر در دستور کار قرار گرفت و 2 پايگاه در انزلي و چالوس ايجاد شد و بخش شرقي خزر توسط سپاه پاسداران و بخش غربي آن توسط نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران حراست شد.
ارتش جمهوري اسلامي ايران نيز بنابر گفته فرمانده اين نيرو به دشمنان هشدار داد که هرگونه برنامه آنان با ممانعت ارتش ايران روبه رو مي شود و تنها 5 کشور ساحلي ، حق تصميم گيري در مورد رژيم حقوقي اين دريا را دارند.روسيه اخيرا به کشورهاي ساحلي خزر پيشنهاد کرده است ، نيروهاي چندمليتي واکنش سريع ، توسط اين کشورها در منطقه تشکيل شود. پيشنهاد و ايده مسکو، چند علت دارد. مقامات کرملين ، بر اين عقيده اند که منطقه درياي خزر، چهارراه حرکت عمال تروريست از مراکز تروريسم منطقه اي است که هنوز در عراق ، افغانستان ، پاکستان و ديگر کشورهاي منطقه حضور دارند. شبه نظاميان از کوره راههاي مخفيانه و گاه به طور علني ، با استفاده از ناهماهنگي نهادهاي دولتي کشورهاي ساحلي خزر به قزاقستان ، روسيه و ماوراي قفقاز رخنه مي کنند.
تحليلگران روس بر اين باورند که امروز تمام کشورهاي ساحلي ، امکانات کافي براي مقابله مستقل با خطرات جديد را ندارند. پوتين ، رئيس جمهور روسيه در اجلاس سران کشورهاي ساحلي خزر در سال 2002 در عشق آباد اعلام کرد که کشورش آماده است در مبارزه با تروريسم با همسايگانش در خزر همکاري تنگاتنگ داشته باشد.
خطر ديگري که به همين اندازه جدي است ، قاچاق موادمخدر است ؛ به طوري که افغانستان ، مرکز اصلي توليد موادمخدر به تمام کشورهاي منطقه درياي خزر راه يافته است.
بر اين اساس ، تاسيس نيروهاي چندمليتي واکنش سريع ، بجا و ماموريت اصلي آنها مقابله با تروريسم خواهد بود. مسکو معتقد است ، نيل به تفاهم در مورد ضرورت تامين امنيت کشورهاي ساحلي خزر توسط خود آنها و بدون دخالت بيگانه شايان اهميت است.
ديپلماسي روسي تلاش مي کند ممنوعيت حضور نه فقط کشتي هاي جنگي ؛ بلکه کلا نيروهاي مسلح هر کشوري به غير از 5کشور مذکور در منطقه خزر در اساسنامه گنجانده و ثبت شود. ايران از اين پيشنهاد پشتيباني مي کند.
در همين حال ، وزير امور خارجه روسيه در اسفند 1385 در مسکو، نياز روسيه را به تشکيل اجلاس سران کشورهاي درياي خزر بيان و اضافه کرده بود که اميدوار است مشکلات باقيمانده از جمله تعيين حدود آبي و تقسيم بستر در جنوب خزر و همچنين چارچوب فعاليت هاي نظامي در حوزه درياي خزر در آينده نزديک حل شود. مسکو معتقد است ، نيل به تفاهم در مورد ضرورت تامين امنيت کشورهاي ساحلي خزر توسط خود آنها و بدون دخالت بيگانه شايان اهميت است.
وضعيت نامتقارن از لحاظ نظامي و توزيع نامتقارن آن ميان 5 کشور از مسائل حياتي خزر است. ايران مناسب است تلاش کند تا علاوه بر ممنوعيت حضور کشتي هاي جنگي کشورهاي ديگر در خزر، نيروهاي مسلح هر کشوري غير از 5 کشور مذکور در منطقه خزر را در کنوانسيون گنجانده و ثبت کند که اين موضوع مي تواند يکي از دستور کارهاي اجلاس تهران باشد.
دکتر عباس ملکی * رئیس موسسه مطالعات دریای خزر
