1_ بررسي موقعيت استان
استان گيلان واقع در شمال ايران با مساحتي بالغ بر11471 کيلومتر مربع بيست و سومين استان کشور از نظر وسعت مي باشد که 9% کل مساحت کشور را شامل مي شود. طول اين استان با قرارگيري در جنوب درياي خزر از آستارا تاچابکسر (نوار ساحلي) 315کيلومتر و عرض آن از 25 تا 105 کيلومتر متغير است.
اين استان بين 36 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقيقه طول شرقي از نصف النهارگرينويچ قرار گرفته دارد که از جانب شمال به کشورهاي استقلال يافته شوروي و درياي خزر، از غرب به استان آذربايجان شرقي، ازجنوب به استان زنجان وازجانب شرق به استان مازندران محدود مي گردد.
بر طبق آخرين تقسيمات سياسي، استان گيلان داراي 11 شهرستان، 31 شهر، 22 بخش، 56 دهستان، 2814 روستا و آبادي مي باشد که مرکز آن شهر رشت است.
پراکندگي آباديها در شهرستانهاي مختلف اين استان بدين ترتيب بوده که بيشترين تعداد آباديها متعلق به شهرستان رودسر (575)وکمترين آنها متعلق به شهرستان بندر انزلي با تعداد (29)آبادي مي باشد.
2_ پستي ها و بلندي ها
2_1 ارتفاعات
ارتفاعات گيلان شامل سه رشته کوه مي باشند: اول سلسله کوههاي تالش که منشعب از کوههاي خلخال و قفقاز است ودردنباله کوه سبلان به موازات درياي خزر ادامه دارد. دوم سلسله کوههاي لاهيجان و ديلمان و عمارلو و خزران و تخت سليمان که به موازات سواحل جنوبي درياي مازندران کشيده شده است و سوم سلسله کوههاي شفت و ماسوله و طارم.
مرتفع ترين کوههاي جنوب شرق گيلان دُرفَک است که در ناحيه سياهکل قراردارد و ارتفاع آن 3500 متر از سطح دريا مي باشد. بلندترين کوههاي غرب گيلان معلم است در جنوب ماسوله که 3096 متر بلندي آن است و مرتفع ترين کوههاي جنوب غربي وني است در جنوب امامزاده ابراهيم که ارتفاع آن 3050 متر مي باشد و از ديگر ارتفاعات مهم اين استان، گوانه کل در شرق گيلان (جنوب اشکور) با 3350 متر و تالش کوه در املش با 3000 متر هستند.
کوههاي جنوبي استان گيلان ادامه سلسله جبال البرز مي باشند که موازي ساحل دريا از غرب به شرق کشيده شده در قسمت مرکزي سفيد رود يک مدخل طبيعي در اين منطقه ايجاد نموده است.
2_2 جلگه ها
جلگه گيلان با وسعت تقريبي 3600 کيلومتر مربع پر آب ترين و حاصلخيزترين مناطق ايران است. اين جلگه شامل ناحيه آبرفتي است که بين دامنه هاي شمالي کوههاي البرز و سواحل جنوبي درياي خزر قرار دارد و از آبرفت رودهاي جاري در اين منطقه بوجود آمده است و به دو بخش جلگه هاي باريک شرقي و شمال غربي و جلگه هاي مرکزي تقسيم مي شود.
الف) جلگه هاي باريک شرقي و شمال غربي
اين ناحيه جلگه اي در شمال غرب و شرق استان گيلان به صورت نوار باريکي بين سواحل خزر و دامنه هاي شمالي البرز با وسعت بسيار کمي واقع شده است و مستقيما تحت تاثير آبرفتهاي تعداد زيادي از رودخانه هاي ساحلي با خصوصيات سيلابي قرار مي گيرد و شامل دو بخش است: نخست جلگه هاي بلند که در آن رود ها بستري عميق احداث کرده اند و با تجاوز از بستر به هنگام طغيان بر وسعت محدود که داراي شيب ملايمي بوده و بخشهاي زير در آن قابل تشخيص است:
مخروط هاي رسوبي که در مصب رودهائي چون گرگانرود، قلعه رودخان، پسي خان و صيقلان رود تشکيل شده است مناطق باتلاقي در حاشيه ساحل مانند مرداب لنگرود در شرق و مرداب انزلي در مرکز، رشته تپه هاي ماسه اي جديد که به موازات خط ساحلي کشيده شده است و نيز بر جستگي هائي که در دو طرف مسير رودخانه ها واقع شده اند.
ب) جلگه مرکزي
اين جلگه در مثلثي که در حد فاصل امامزاده هاشم _ انزلي_ چمخاله تشکيل مي شود، قرار دارد و برخلاف جلگه هاي شرقي و شمال غربي وسعت زيادي را دارا مي باشد و آنچه سبب اين وسعت زياد گرديده عبارتست از، وجود گسلي که رشته کوههاي غربي را از سلسله جبال البرز جدا نموده و سبب حرکت طبقات زمين به سمت شمال گرديده، رسوباتي که توسط سفيد رود در اين ناحيه به جاي مانده و تبخير شديد و عوامل ديگر که باعث پائين آمدن سطح آب درياي خزر گرديده است
3_منابع آب در استان (آبهاي سطخ الرضي و تحت الارضي)
استان گيلان به دليل موقعيت جغرافيائي خاص خود داراي منابع آب غني شامل آب رودها، درياچه ها، و به طور کلي آبهاي سطح الارضي و سفره آبهاي زير زميني است.
الف) رودخانه ها
وزش بادهاي مرطوب دريائي، بخار آب و ابرهاي حاصل از تبخير درياي خزر به ا رتفاع يک هزار متر مي رساند و با نزول باران حاصله حدود 38 رودخانه بزرگ و کوچک را که در اين منطقه گسترده شده است بوجود مي آورد. ميزان آبدهي رودخانه هاي منطقه در تمام طول سال يکسان نبوده و دوره کم شدن آب رودخانه ها معمولا از اواخر فروردين شروع و تا مرداد ماه ادامه مي يابد.
پر آب ترين و طويل ترين رودخانه جاري در استان گيلان، سفيد رود به طول 650 کيلومتر است که از سلسله جبال زاگرس سرچشمه گرفته و پس از عبور از استانهاي کردستان، آذربايجان و زنجان از راه منجيل در محل امامزاده هاشم وارد دشت گيلان شده و به سمت درياي خزر به جريان خود ادامه داده و در محل حسن کياده به آن مي ريزد. از ديگر رودخانه هاي مهم اين استان، رودخانه هاي فومنات شامل: جاف رود، مرغک، خالکائي، پلنگ رود، ماسوله خان، شاخزر، قلعه رود خان، پسي خان که مساحت تقريبي حوضه آب ريز اين رودخانه ها جمعا 2500 کيلومتر مربع مي باشد.
رودخانه هاي پلرود با حوضه آب ريز 1635 کيلومتر مربع و شلمان رود با حوضه آب ريز 90/391 کيلومتر مربع نيز بعد از سفيد رود از اهميت نسبي در منطقه برخوردارند که اولي از ارتفاعات اشکور و دومي از ارتفاعات ناتشکوه سرچشمه مي گيرند.
ب) درياچه ها
درياچه خزر داراي وسعتي معادل 438000 کيلومتر مربع مي باشد که از اين مقدار 450 کيلومتر آن در استان گيلان قرار دارد. عميق ترين نقطه آن 998 پا و در جنوب آن واقع شده است. زائده اي که از درياي خزر در حدود 200 کيلومتر مربع مي رسد مرداب انزلي ناميده مي شود که 45 رشته از رودهاي کوچک و بزرگ گيلان وارد آن مي شوند. اين مرداب در توليد مثل و تکثير ماهيان درياي خزر موثر بوده و به عنوان يک راه دريائي براي شهرستان رشت و بندر انزلي مورد استفاده واقع مي شود.
ج) آبهاي زير زميني
آبهاي تحت الارضي دشت گيلان روي چند صد متر ضخامت از مواد رسوبي رودخانه سفيد رود و سيلابهاي البرز تشکيل مي شود. وفور بارندگي در برخي از دوره هاي سال موجب شده که طبقات مذکور به حالت اشباع درآيند. از طرفي نحوه قرار گرفتن قشرهاي نفوذپذيرسبب تشکيل يک سيستم سفره هاي آبي قابل استخراج شده که، در برخي نقاط به صورت آرتزين مورد بهره برداري واقع گرديده اند معمولا سفره آب نسبت به سطح طبيعي زمين در عمق کم قرار دارد و در فصل بارندگي اين عمق به طور محسوسي کمتر مي شود به طوريکه گاهي از يک متر هم تجاوز نمي کند.
در مناطق برنج خيز سفره آب زير زميني که طبيعتا در بهار تمايل به پائين رفتن دارد بوسيله آب آبياري برنجزارها تغذيه مي شود.
در حاليکه برنجزارها روي طبقات قابل نفوذ قرار گرفته باشند سطح سفره آب زير زميني تا سطح خاک هم صعود مي کند و اين وضع تا آخر فصل آبياري ادامه خواهد داشت. آب اندازي مزارع در اين گونه اراضي باعث اشباع ضخامت يک تا دو متر از قسمت سطح خاک مي گردد.
4_ اوضاع جوي استان
رشته کوههاي البرز جلگه هاي پست خزر را از فلات مرکزي جدا ساخته و استان گيلان با واقع شدن در اين حد فاصله از آب و هواي خاص معتدل خزري بر خوردار است. به طوريکه کوهستان تالش با جهت شمال_ جنوب و کوهستانهاي البرز با امتداد شرقي_ غربي مانع عبور بخار آب حاصله از درياي خزر و بادهاي مرطوب شمال غربي به داخل ايران بوده است که موجب رطوبت زياد و بارندگي بسيار در ناحيه مي گردند. مهمترين مشخصات اقليمي استان گيلان به شرح ذيل مي باشند:
_ درجه حرارت متوسط سالانه برابر 7/16 درجه سانتيگراد مي باشد که حداکثر درجه حرارت عموما در مرداد ماه و حداقل آن در بهمن ماه است. متوسط حداقل روزانه در سردترين ماههاي سال 2+ و متوسط حداکثر حرارت روزانه درگرمترين ماههاي سال 20+ درجه سانتيکراد اندازه گيري شده است و در ميان شهرستانهاي استان، آستارا سردترين و بندر انزلي گرمترين نقاط مي باشند.
_ اختلاف درجه حرارت روز با شب در تمام فصول زياد نمي باشد و در ايجاد اين وضعيت وجود عواملي چون رطوبت هوا، رژيم باد و نسيم ذخيره سازي بطئي گرماي حاصل از تابش آفتاب در فصل تابستان توسط درياي خزر و بازدهي آن در فصل زمستان نقش موثري را ايفا مي نمايد که در نتيجه اعتدال و يکنواختي هواي گيلان را باعث مي شوند.
_ گيلان پر آبترين منطقه کشور است و گاه جمع باران سالانه آن به ويژه در ارتفاعات حداکثر تا 2000 ميليمتر هم مي رسد. توزيع سالانه فصول و فاصله زماني نامنظم و ارتفاع نزولات در سراسر کناره زياد است که با دور شدن از ساحل مقدار آن کاهش مي يابد. دشت گيلان به طور متوسط داراي نزولات سالانه اي حدود 900 تا 1500 ميليمتر است به طوريکه در طول هيچ ماهي بدون بارندگي نيست. بندر انزلي با 1848 ميليمتر باران سالانه (معدل 24 سال) پر آب ترين و رودبار با 334 ميليمتر (معدل 18 ساله) کم باران ترين شهرهاي گيلان هستند.
- قسمت اعظم نزولات جوي در گيلان به صورت باران است و نزول برف امري استثنائي است ولي ممکن است گاهي مهم و قابل ملاحظه باشد به طوريکه در اواخر بهمن و اوايل اسفند اين امر انجام مي گيرد و مهمتر اينکه در تمام قسمت داخلي دشت عموميت دارد.
نکته قابل توجه اينکه گيلان، تنها منطقه اي است که از باران تابستان نيز برخوردار است. به طوريکه در بندر انزلي 25 تا 35 درصد ريزش هاي جوي در تابستان نازل مي شود.
_ اکثر شهرستانهاي اين استان به استثناي رودبار از ميزان رطوبت نسبي 70 درصد به بالا برخوردارند.
_ تعداد ساعات آفتابي در روز به جز در دوره خشکي چندان زياد نيست. از ماه شهريور به بعد نور آفتاب ضعيف است.
5_زمين شناسي، خاک شناسي،زلزله شناسي
5_1_زمين شناسي
در دوران سوم زمين شناسي، به علت حرکات شديد زير زميني چين خوردگي هاي منظم در سطح زمين، ازکوههاي آلپ در اروپا تا هيماليا درآسيا به ظهور رسيده و اراضي ايران را به وجود آورده و چين خوردگيهاي البرز نيز از مصب رود تا دامنه هاي شمالي رشته البرز تشکيل يافته که در حدود شهرهاي رودبار و رستم آباد آثار اين چين خوردگيها به خوبي معلوم است. درواقع يک رشته شيست هاي ازوئيک در زيراراضي گيلان به موازات رشته هاي البرز توليد شده و رسوبات رودخانه ها تدريجا اين رشته را مستور داشته و اراضي فعلي گيلان را ايجاد کرده است. دشت فعلي گيلان حدود 3000 کيلومترمربع وسعت دارد و شيب عمومي 2 تا 4 درصد از جنوب به شمال است و مي توان اين منطقه را به دو واحد حوزه رودخانه سفيد رود و ناحيه فومنات تقسيم کرد.
سري ژوراسيک به صورت شيستهاي سبز بزرگ و ميگاشيست در دره پسيفان به صورت ماسه سنگ ديده مي شود.
تشکيلات دوران چهارم زمين شناسي، عموما درکوهپايه ها و دشتها با هم متفاوت است، به طوريکه رسوبات پليوسن در کناره دشت عموما ماسه اي و در قسمت ساحلي درياي خزر رسي است، در قسمت پائين دره ها مي توان تراسهاي زيادي مشاهده کرد که رخساره تراس هاي بالائي و پائيني با هم فرق مي کند، به طوريکه رسوب گذاري دشت گيلان يا بر اثر پيشروي و پسروي درياي خزر و يا فرسايش کوهپايه هاي البرز بوده و يا از سري رسوبات رودخانه اي است.
در نزديکي منجيل و کوههاي درفک، سنگهاي آتشفشاني و قطعات بازالت موجود است. کوههائي که سرحد طبيعي گيلان محسوب مي شود مربوط به عهد دوم زمين شناسي است و در پاره اي نقاط زمينهاي عهد اول نيز ديده شده است. در طبقات عهد اول سنگهاي کوارتز و فلدسپات و کينس و در طبقات عهد دوم بيشتر آهک و بازالت مشاهده مي شود. سواحل درياي خزر از تپه هاي شني تشکيل شده است. اين درياچه ها در قديم تا نزديکي کوههاي البرز امتداد داشته و در تخته سنگهاي عمودي آن نرم تنان وجود داشته اند. در اثر ازدياد رسوبات و انباشتگي آنها،کم کم دريا به عقب رفته و جلگه گيلان، اول به شکل چند مرداب محدود به تپه هاي شني تشکيل و سپس با خشک شدن مردابها، تدريجا اراضي کنوني بوجود آمده است.
5_2_خاک شناسي
خاکهاي گيلان، عموما از تيپ خاکهاي ته نشيني هستند که بدليل بوجودآمدن اين پديده در آنها بيشتر مربوط به آبياري برنج زارهاست.
اين خاکها داراي سنين مختلفي هستند:
_ خاکهاي جوان روي رسوبات رودخانه اي جديد و مخصوص روي رسوبات آهکي سفيد رود.
_ خاکهاي تيپ شسته شده يا روي شيبها و مخروط رسوبات رودخانه اي که تقريبا از سطح درياهاي متوسط شروع مي شوند. اين خاکها معمولا داراي واکنش اسیدي هستند.
_ خاکهاي قهوه اي جنگلي که مناطق جنگلي و بيشه زارهاي دشت را اشغال مي کند.
_ خاکهاي شسته قهوه اي و خاکهاي قرمز و زرد روي شيبهاي متوسط تا زياد که مبدا آنها سنکهاي مختلف کوههاي البرز و يا حاصل فساد آن سنگهاست.
_ خاکهاي رسوبي که کم تحول يافته اند و خصوصيات آنها تابع طبيعت و مقدار آهک رسوبات است.
_خاکهاي فيلي تحول يافته که داراي مقداري مواد آهني هستند (تيپ قرمز) در اعماق آنها آهک متراکم وجود دارد. اين خاکها معمولا در مناطق کوهپايه اي يافت مي شوند و به خصوص در کوهپايه هاي فومنات به مقدار زيادي وجود دارند.
5-3-
بر اساس يک تقسيم بندي کلي، دو نوار زلزله خيز در ايران وجود دارد که يکي در مسير سلسله جبال زاگرس و ديگري در مسير سلسله جبال البرزاست. شدت زلزله هاي احتمالي در نقاط مختلف استان گيلان متفاوت است.
مناطق شمالي و ساحلي استان (به استثناي حوالي هشتپر) شامل شهرستانهاي آستارا_ بندرانزلي_ رشت_ آستانه_ لنگرود_ رودسر و قسمتهاي شمالي شهرستان لاهيجان همگي در منطقه زلزله هاي با خسارات کم تا متوسط (تا حدود 7 درجه مرکالي) واقع گرديده اند.
در حاليکه بخشهاي سياهکل از شهرستانهاي لاهيجان و عمارلو از رودبار در منطقه زلزله هاي با خسارات زياد (معادل 8 تا 10 مرکالي) قرار دارند.
در هر صورت محاسبه ساختمانهاي چند طبقه در برابر زلزله در منطقه ضروري است.
6_پوشش گياهي (جنگل و مرتع)
6-1-جنگل
دامنه شمالي سلسله جبال البرز که به صورت ديواره اي، جلگه گيلان را از فلات مرکزي جدا مي نمايد پوشده از جنگل مي باشند. اين جنگل با مساحت تقريبي 665 هزار هکتار از دره حيران آغاز تا چابکسر امتداد دارد و از نظر مرغوبيت به سه دسته تقسيم مي شوند: دسته اول جنگلهائي که داراي درختاني از جنس خوب و مرغوب بوده و مقدار آن حدود 25 درصد تخمين زده مي شود. دسته دوم جنگلهائي با نوع درختان از جنس متوشط که مقدار آن حدود 44 درصد مي باشد. دسته سوم جنگلهائي که از پست ترين درختان تشکيل يافته اند و مقدار آن حدود 31 درصد تخمين زده مي شود.
گونه هاي گياهي که سطح جنگلهاي گيلان را مي پوشانند، به ترتيب عبارتند از: لمرز، راش، توسکا، نمدار، ملچ، بلوط، افرا، آزاد، گيلاس وحشي، گردو، انجير.
6_2_مرتع
مراتع استان گيلان به صورت چمنزارهاي دائمي و سرسبز وجو دارد و بيشتر در نواحي جلگه اي و هموار و در قسمتهاي مرتفع کوهستاني ديده مي شود و البته قسمتي از آن بر اثر چراي بي رويه دامها از بين رفته که با جلوگيري از فرسـايش خاک و احياي مراتع مي توان تا حدود زيادي نيازهاي دامداري را برطرف کرد. سطح مراتع فعلي استان در حدود 320 هزار هکتار تخمين زده مي شود.
7- ويژگيهاي تاريخي، فرهنگي، اجتماعي استان
7-1- تاريخچه گيلان
از سرزمين گيلان در اوستا و در چند کتاب ديني ايرانيان باستان ياد شده است و در زمان ساسانيان اين سرزمين را ديلمستان مي گفتند و در نوشته هاي اواخر دوره ساساني و اوايل اسلام نام ديلم و ديلميان معمولتر بوده است. در زمان اعراب، جيلان که نام زمينهاي دلتاي سفيد رود بود به تمام اين سرزمين اطلاق مي شد ليکن در واقع جيلان نام اراضي ساحلي و ديلم نام کوهپايه مشرف بر آن بود اما هر يک از اين دو نام بر تمام سرزميني که در جنوب باختري درياي خزر واقع بودند اطلاق مي گرديد. امروز اين ناحيه را گيلان مي خوانند وديلمان نام يکي از دهستانهاي اين سرزمين است. اهالي قديم گيلان چند طايفه از شعب آريايي بوده و در طايفه آنها موسوم به گيل و ديلم از ساير طوايف مهمتر بودند. قوم گيل درکنار درياي خزر (حدود رشت و لاهيجان فعلي) و قوم ديلم در نواحي کوهستاني (حدود الموت و رودبار امروزي) سکونت داشتند.
زبان مردم اين سرزمين را زبان شناسان جزو گروه زبانهاي شمال غربي ايراني کرانه درياي کاسپي مي دانند و لهجه (گويش) گيلانيان امروزگيلکي است که يکي از شعب زبان پهلوي مي باشند.
اين گويش در غرب و شرق و حوزه هاي مرکزي گيلان متفاوت است و از لهجه هاي متداول در اين سرزمين لهجه تالشي، کرمانجي و تاتي مي باشد.
روايات بسياري در تاريخ آمده که حاکي از استقلال سياسي و اجتماعي سرزمين گيلان لااقل تا اواخر قرن سوم هجري مي باشد و همين روحيه درمقاومت آنان در برابر لشکريان عرب و بعد ها در برابر مغول موثر بوده است. دين اسلام از نيمه قرن دوم هجري با ظهور سلسله علويان طبرستان که مغضوب دستگاه عباسي بودند در سرزمين گيل و ديلم نفوذ يافت و بتدريج مذهب تشييع در اين سرزمين وارد شد.
7-2- بررسي جمعيت استان
استان گيلان بر اساس سرشماريهاي عمومي نفوس و مسکن در سالهاي 45 و 55 و 65 داراي 1293792، 1581872، 20881037 نفر جمعيت بوده است. نرخ رشد جمعيت استان گيلان در طي سـالهاي 55-1345 برابر با 01/2 % و در سالهاي 56-1355 برابر با 78/2 % مي باشند.
درهمين دو دهه نرخ رشد سالانه جمعيت براي کل کشور بترتيب 7/2 % و 78/3 % بوده که در مقايسه استان گيلان از رشد کمتري برخوردار بوده است که دال بر مهاجرت جمعيت از استان مي باشد. بطوريکه در طول ده ساله 55-1345 استان گيلان بيش از 121 هزار نفر مهاجر، در خلال سالهاي 55-1350 در گيلان مهاجرت ويژه از استان قريب به 24 هزار نفر بوده است.
در همين زمان نزديک به 58 هزار نفر از گيلان به استانهاي ديگر مهاجرت کرده اند و در مقابل حدود 34 هزار نفر از داخل کشور به اين اين استان مهاجرت داشته اند که از موازنه مهاجرت خالص از اين استان در اين فاصله زماني برابر 13 نفر در روز بوده است و در طي دهه 65-55 نيز حدود 250 هزار نفر به خارج از استان مهاجرت کرده اند که به عبارتي سالانه حدود 25 هزار نفر مي شود.
_ ميزان شهرنشيني در اين استان از 29 درصد در سال به ميزان 38 درصد در سال 1365 رسيده است و از طرف ديگر ميزان روستانشيني در استان گيلان از 71 درصد در سال 1355 به ميزان 62 درصد در سال 1365 کاهش داشته است. ولي در مقايسه با ميزان روستانشيني در سطح کل کشور که برابر با 46 درصد مي باشد بسيار افزايش نشان ميدهد. بطوريکه استان گيلان از نقطه نظر ميزان روستانشيني در بين ساير استانهاي کشور در سال 65 مقام چهارم را بترتيب بعد از استانهاي کهکيلويه و بوير احمد، چهار محال بختياري وهمدان داشته است ودر ضمن در اين سال بالا ترين ميزان شهر نشيني و پايين ترين ميزان روستانشيني مربوط به بندرانزلي بوده و پايين ترين ميزان شهرنشيني مربوط به شهرستان فومن و بالاترين ميزان روستانشيني مربوط به شهرستان رشت بوده است.
_ نسبت جنسي در اين استان برابر با (در سال 1355) 3/99 نفر مرد در مقابل يکصد نفر زن بوده که اين نسبت در نقاط شهري 103/3 و در نقاط روستائي 97/7 بوده است و نسبتهاي متناظر در سطح استان در سال 1365 بترتيب 103 (کل استان) 95/103 (نقاط شهري) و 103 (نقاط روستائي) مي باشد که در مقايسه با ارقام مشابه کل کشور در اين سال نسبت جنسي در نقاط روستائي استان نسبت به کل کشور تقريبا برابر ولي در نقاط شهري به دليل مهاجرت مردان اين ميزان کمتر شده است.
_ تعداد خانوارهاي استان در سرشماري سالهاي 1355، 1365 بترتيب 305300و 415735 خانوار مي باشد که در مقايسه ميانگين نفر در خانوار از ميزان 18/5 نفر در سال 55 به ميزان 01/5 در سال 65 به ميزان 57/4 و 31/5 نفر رسيده است. کاهش بعد خانوار بويژه در نقاط شهري مربوط به مهاجرت جوانان فعال و درسنين ازدواج جهت يافتن شغل به خارج از استان مي باشد.
- در بررسي ساخت سني چمعيت ملاحظه ميشود که در سال 1355 نسبت جمعيت در گروه سني 0 تا 14 ساله به کل جمعيت استان 5/45 درصد، درگروه سني 15 تا 65 ساله 51 درصد و در گروه سني 65 ساله و بيشتر 5/3 درصد بوده که اين ارقام در سرشماري سال 1365 بترتيب بالغ بر 3/41 %، 4/55 %، 3/3 % گشته است.
_ ميزان تراکم جمعيت در اين استان از 5/107 نفر در سال 1355 به ميزان 8/141 نفر در هرکيلومتر مربع در سال 1365رسيده است که در شهرستان رودبار با 3/46 نفر کمترين ميزان تراکم و شهرستان لنگرود با 6/588 نفر در هر کيلومتر مربع بيشترين ميزان تراکم جمعيت را دارا مي باشد.
7-3- ويژگيهاي اقتصادي استان
بر اساس سر شماري سال 1355، حدود 5/51 درصد از کل جمعيت 10 ساله به بالا از نظر اقتصادي فعال بوده اند که اين نسبت براي نقاط شهري 6/31 درصد و براي نقاط روستائي 4/68 درصد بوده است و در سرشماري سال 1365 نسبت جمعيت فعال از نظر اقتصادي در سطح استان به ميزان 5/49 درصد کاهش داشته است که اين نسبت در نقاط شهري 2/44 درصد و در نقاط روستائي 8/52 درصد بوده است. در مقايسه مشاهده مي شود از درصد جمعيت فعال استان گيلان در دهه اخير به ميزان 2 درصد کاسته شده است که اين به مناسبت عدم گسترش و ايجاد فعاليتهاي صنعتي و کاهش ساير فعاليتهاست.
از طرف ديگر نسبت جمعيت غير فعال از نظر اقتصادي به کل جمعيت 10 ساله به بالا در استان گيلان از ميزان 5/48 درصد در سال 1355 به ميزان 5/50 درصد در سال 1365 افزايش داشته است که از اين ميزان 15/21 درصد محصل، 17/24 درصد خانه دار، 48/2 درصد دارنده درآمد بدون کار و7/3 درصد اظهار نشده است.
در سرشماري سال 1355، حدود 20 درصد از کل جمعيت استان شاغل بوده اند در حاليکه اين رقم در سال 1365 به 7/29 درصد افزايش داشته است، يعني در بين هر 10نفر 3 نفر شاغل وجود داشته است اين نسبت در نقاط شهري استان برابر با 94/24 درصد ودرنقاط روستائي برابر با 71/32 درصد است.
شهرستان لاهيجان با 21/39 درصد بالاترين و شهرستان رودبار با 27/20 درصد پايين ترين اشتغال را دارا هستند.
در سال 1355 از کل جمعيت شاغل 10 ساله به بالاي استان گيلان، 6/44 درصد در بخش کشاورزي (کشاورزي، شکار، جنگلداري، ماهيگيري)، 2/13 درصد در بخش صنايع ومعادن، 2/7 درصد در بخش ساختمان، 1/1 درصد در بخش برق و گاز و آب و9/33 درصد در بخش خدمات فعاليت داشته اند که ارقام فوق در سال 1365 در بخش کشاورزي به 2/51 درصد در بخش صنعت و معدن به 31/9 درصد، در بخش ساختمان به 9/3 درصد، در بخش برق و گاز و آب به 64/0 درصد و بخش خدمات به 97/34 درصد تغيير يافته است که مشاهده مي شود بخش کشاورزي تعداد شاغلين بيشتري را در سال 1365 نسبت به سال 1355 جذب نموده که اين بخاطر رکود نسبي فعاليتها در بخش صنعت و ساختمان است که به دليل کمبود مواد اوليه و يا منابع ارزي دچار رکود بوده و لذا بخشي از شاغلين آن در کشاورزي و بخشي در خدمات جذب شده اند.
کشاورزي
با توجه به اينکه از مجموع مساحت استان که بالغ بر 1471100 هکتاراست در سال 65-1364 بالغ بر 315018 هکتار (4/21) زير کشت انواع محصولات کشاورزي بوده و سطح زير کشت برمحورکشاورزي استوار مي باشد و سهم عمدهاي در توليد محصولاتي از قبيل برنج، چاي و توتون در سطح کشور دارد و از اين رو تعداد قابل توجهي از نيروي انساني منطقه در بخش کشاورزي فعاليت دارند و در سال 1365 از کل279487 هکتار سطح زير کشت محصولات عمده، 210000 هکتار به کشت آبي و69487 هکتار به کشت ديم اختصاص داشته است که کل سطوح زير کشت آبي به کشت برنج با توليد 685582 تن عملکرد 3/3 تن در هر هکتار و از سطوح زير کشت ديم 28242 هکتار به کشت گندم، 9831 هکتار به کشت جو، 8299 هکتار به حبوبات، 1292 هکتار به پياز و سيب زميني، 43 86 هکتار به توتون و 1700 هکتار به بادام زميني، 300 هکتار به سبزيجات و 12738 هکتار به کشت محصولات جاليزي اختصاص داشته است. اراضي چاي در استان قريب 28 هزار هکتار مي باشد که بيشترين سطح زير کشت در شهرستانهاي رودسر، لاهيجان به ترتيب 4/31 و 5/21 مي باشد.
دامداري و شيلات
در استان گيلان دامداري و شيلات نيز از بخش هاي فعال مي باشند بطوريکه در حال حاضر حدود 2 ميليون دام در منطقه مي باشد که با توجه به محدوديت وسعت مراتع از تغذيه مطلوبي برخوردار نيستند که لازم است در اين رابطه اقدام به تاسيس دامداريهاي صنعتي نمود. در زمينه شيلات و فرآورده هاي آن که غير از مصرف داخلي به خارج نيز صادر مي شود. در سال 1364 صيد ماهيان فلس دار در اين استان بالغ بر 232 تن بوده است.
نوغانداري ( صنعت ابريشم )
در مورد صنعت ابريشم بايد گفت که جاذبه هاي اقتصادي در زمينه توليد برنج و کشت چاي عمل عمده فراموشي فعاليتهاي اين صنعت شده و در حال حاضر در کل استان حدود 28 هزار خانوار در فعاليت نوغانداري شرکت دارند.
صنعت و معدن
بر طبق آماردر سال 1365، تعداد 13 معدن فعال استان شامل سنگ آهک، سنگ ساختماني، سنگ نما، صدف دريايي، زغال سنگ، خاک نسوز و ماسه ريخته گري قريب به 3 هزار کارگر داشته که 77 درصد معدن زغال سنگ سنگرود مشغول به کار بوده اند.
توسعه صنعتي در استان گيلان عليرغم توسعه محدود آن لطمات زياد زيست محيطي را باعث گشته که با توجه به ويژگيهاي طبيعي و اکولوژيکي خاص استان لازم است صنايعي غير مزاحم و بطور غالب در رابطه با کشاورزي منطقه در نقاط مناسب مکان يابي بشوند. در سال 1364 تعداد 348 کارگاه بزرگ صنعتي شناسايي گرديده که از اين تعداد، صنايع مواد غذايي، آشاميدني ودخانيات با 145 واحد و7/41 درصد از نظرکميت بيشترين تعداد کارگاههاي بزرگ صنعتي استان را به خود اختصاص داده است.
صنايع ماشين آلات، تجهيزات ابزار و محصولات فلزي با 48 واحد و 8/13 درصد، صنايع سلولزي با 44 واحد و7/12 درصد، صنايع کاني غير فلزي و ساختماني با 43 واحد و 3/12 درصد، صنايع نساجي پوشاک و جرم با 38 واحد و 9/10 درصد و صنايع شيميايي با 30 واحد و 6/8 درصد به فعاليت در استان گيلان اشتغال دارند.
از تعداد 348 کارگاه بزرگ صنعتي در سطح استان، شهرستان رشت با تعداد 143 واحد معادل 1/41 درصد کل کارگاهها را به خود اختصاص داده و صنعتي ترين شهرستان گيلان بشمار مي رود و بعد از آن شهرستان لاهيجان با 55 واحد و 8/15 درصد در مقام دوم قرار دارد. شهرستان رودسر با 33 واحد و شهرستان لنگرود با 25 واحد و شهرستان بندر انزلي با 23 واحد در شهرستان تالش با 20 واحد و شهرستان فومن با 19 واحد شهرستان رودبار با 14 واحد و شهرستان صومعه سرا با 8 واحد و شهرستانهاي آستارا و آستانه اشرفيه هر يک با 4 واحد در رتبه هاي بعدي قرار دارند.
در پايان مي توان چنين گرفت که محور اقتصادي استان کشاورزي است که عمدتا از مناطق روستائي تاثير پذيرفته و ليکن مناطق شهري استان در درجه اول خدمات و در درجه دوم بر محور صنعت استوار است. امکان افزايش فعاليتهاي کشاورزي در سطوح روستائي وجود دارد و نيز در مناطق شهري افزايش فعاليتهاي توليدي بويژه در صنايع چوب و صنايع کشاورزي مقدور مي باشد لذا مي توان با ايجاد فرصتهاي اشتغال در اين بخش ها باروري اقتصادي استان را پي ريزي نمود.
برخي از گويش ها و اصطلاحات محلي
مادر: مار، اَجِه، دَدِه پدر: آجان، آبا، آقا
برادر: بَرار، داداش
خواهر: خواخور
زن: زَناك
طويله: گاچِه
بنيي: دُماغ، ويني
آب دهان: چاو
ايوان خانه: كُره سر
محوطه: صحرا، سارا
پشت خانه: فاكون
گوجه سبز: خولي
گوجه فرنگي: پامادار
بادنجان: واجام
پسر: رِك، رِه
دختر: كِله، كُور
سيب زميني: كَرتوب
كرم ابريشم: كِيج
ظرف گلي: گَمَج
موي سر: ساج
برادر شوهر: مَرد بَرار
باران: وارِش
برف: وَرف
نهر: وِرسَر، خندق
مغازه: دُكان
دروكردن: وارجينا
گهواره: گاوارو
بوسه زدن: خوشادان
دوست: رَفاق
رعدو برق: گوروخونِه
علف زار: واش كَلِ
نردبان: سِردي
چوب چهارتراش: واشان
داماد: زاما
عروس: گِشِه
بچه: زاك
ريسمان: لافَند
ظرف مسي: تيان، پاتيل
خاويار ماهي: اَشپَل
داس: داز
پيراهن: پِرهَن
خروس: سوكلو
بادجنوب: كتاروا
بادغرب: دشت وا
باد شمال: بيرون وا
بادشرقي: گيله وا
باد تند و گرم: گَرمش
خورشت فسنجان: آغوز قاتوق
بريدن: واوين
قايق كوچك: لوتكا
قايق بزرگ: كِرجي
گاوآهن: كاوَل
گاو نر: وَرزا
گوساله: گوكولو
مرغ خانگي: كَرْك
جوجه:كِجي
زائيدن: بيچِه، چه اَن
جاري: پِچَل
هوو: آوستي
حصيرِ خانه: پالي کوب، پالي كوب
حصار: پرده لوله
گنجشك: ميس، چيچيني
پرستو: حاجي حاجي
شغال: كاشال
قرقاول: تورينگ
گربه: پيشي
تشنج اعصاب: زاتلاجِن
جغد: كورُ قوقو
كلاغ: كَلاچ
زاغ سياه: كَشكَرك
صدازدن: دُخادَن
سطل: وِدرِه
مورچه: مورجانه
مار: لانتي
برنج كته : پَلا
درب ظروف گلی: نوخين
درخت خاردار: ليليكي دار
سيب: سِف
زنبور: زَرزَنگ
پشه : پونيش
لاك پشت: كاميش
كك: سُوبُل
صورت انسان: ديم، رو
دست: بال
چشم: چوم
چشم زاغ: كاسِ چوم
توت: سونو
تمشك: خيسِ سونو
خار: خيس
برنج: بَج
هويج: گَزَر
فرياد: زَهار
پريدن: واز كودَن
زن بدكاره: جِندو، فاحشه
جوان هرزه: عزتي قورتي
لك لك: كودِ قار
الآن: هَسا
پارو: اَورو
بزرگ: پيلي
كمربند: قِيش
پشه بند: مُشتام
كدو: كوئي
دندان: گاز
مارمولك: چوچيل
رفتن : شوئَن

